من یه بار جوگیر شدم، بعد نشستم یه معجون اختراع کردم(البته چیز خاصی نبود)
معجون ناخن سیاه کن.
وقتی میخوردی ناخن هات بلند میشد و سیاه، شبیه از این جادوگرای ولگرد😂
ولی خب خلاقیت بود دیگه
این پرفسوره اومد بالا سرم و یه نگاهی کرد و گفت: خوبه.
بعد رفت😐
هدایت شده از متفاوتِ زیبـا❥
شاید دلم بخواد دوباره قلم داستان نویسیم رو از جعبه خاک خوردهی قلبم بیرون بکشم... احساس میکنم جای خالیش توی زندگیم، مثل نداشتن یکی از اعضای بدنمه...
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
باشه ولی صبر کن
پس قضیه اینجوریه که
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
پس امانتی این وسط دقیقا چیه؟
همون هورکراکسمه
فلوریا
https://eitaa.com/tom_riddlex/253
چون همیشه یه مالفوی با ریدل به مشکل میخوره 😂
ولی توی خواب هورکراکس ببینی نمیزارم تبدیل به یه مُرده متحرک بشی