هدایت شده از Alone
هدایت شده از آبنبات سیاه
من همان کسی هستم که در میانهی شلوغیها همیشه چشمانش به دنبال تو میگردد. هنوز هم با هر بار شنیدن نامت انگار تمام فصلهای زمستان در من آب میشوند. میخواهم برایت دنیایی بسازم از جنس بلور که هیچ خراشی به رویاهایت نرسد اما میدانم که تو مثل ماه برای درخشیدن به تاریکی نیاز داری پس من همان سایهای میمانم که از دور با تمام وجود مراقب درخشش توست. منتظرتم… با همان وفاداری کهنه و بیپایان