☆ صحبت درباره درد هایم؟
مگر عقلم را از دست داده ام؟ تا زمانی که سواد نوشتن و توان گرفتن قلم در دست را دارم نیازی به گشودن دهان نیست حتی اگر جوهر تمام شود با خون مینویسم اگر کاغذی نباشد روی پوست مینویسم و اگر قلم بشکند استخوان را جایگزینش میکنم. مینویسم چرا که هیچکس مشتاق شنیدن درد و مشکلات من نیست ۹۰ درصد اهمیتی نمیدهند و ۱۰ درصد باقی از مشکلات من خوشنود میشوند؛ پس دلیلی برای صحبت با هیچکس راجب درد هایم ندارم. من، مرحم درد های من بود و من میداند، که من چگونه دوام آورده است.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
- 𝚃𝚛𝚎𝚎 𝚑𝚘𝚞𝚜𝚎
درخت زهرآگین˖ ࣪⭑.
از دوستم به خشم آمدم:
خشمم را گفتم و کینهام فرو کشید.
از دشمنم به خشم آمدم:
آن را نگفتم و کینهام رویش پیدا کرد.
صبح و شب با اشک، در واهمه؛ به آن آب دادم.
و با نیرنگهای نرم و فریبآمیز؛
بر آن آفتاب فشاندم.
روز و شب پیوسته بالید
تا سیبی درخشان به ثمر آمد.
دشمنم تلألو آن را دید
و دانست از آن من است.
چون شب بر ستاره قطبی پرده کشید
او پاورچین به بوستانم خزید.
صبح هنگام شادمانه میبینم
به زیر درخت افتاده است
دشمنم.