eitaa logo
ترول فیس | 𝐓𝐫𝐨𝐥𝐥 𝐅𝐚𝐜𝐞
29.9هزار دنبال‌کننده
205 عکس
3.3هزار ویدیو
0 فایل
𖡽 𝙸𝚗 𝚝𝚑𝚎 𝚗𝚊𝚖𝚎 𝚘𝚏 𝚝𝚑𝚎 𝙶𝚘𝚍💘෴ - خفن ترین ادیتای ترول فیسی💗✨ - ᯓ 𝚃𝚊𝚋𝙻𝚒𝙶𝚑𝚊𝚃 : @Ads_Erfan ⌗ - 𝗖𝗥 : #Amir , #Mahdiyar کپی حرام ❌
مشاهده در ایتا
دانلود
🟡 هم یاد میگیری هم از خیاطی !! 😍 🟢 70 سرفصل آموزشی رایگان داریم 😳 حتی اگه تاحالا نخ و سوزن دست نگرفتی دوخت لباس‌های و رو صفـرتاصـد یاد میگیری !‌ 😎👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/1669071174C6bc11af072 🔴 19000 هنرجو از سراسر دنیا با این آموزش‌ها موفق شدن ! پس توام میتونی 😉💪🏻 👈🏻 کلیـک‌کن و مینی‌دوره رو هدیـه بگیر 🎁 ‌
هدایت شده از  تبلیغات دنیای بازی ❤️🐈
👗آموزش دوخت لباس رایگان میخوای: 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/1669071174C6bc11af072
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیگه فرش رو گرااااان نخر 🥲 بیا از تولیدی مستقیم ببر 😊 فرشینه های باکیفیت که در حد فرش ماشینی و به صرفه ترین جایگزین فرش 👌 که قیمتش یک پنجم ِفرشِ👌👌 با دوام ،شیک ،مناسب همه فضای منزل و قابل سفارش درهر ابعادی که لازم دارید در بیش از ۵۰۰۰ طرح و رنگ و تنوعی بینظیر که هیچ پیج وکانالی نمیبینی 🔥 بدو 🏃بیا کلی کارای قشنگ داریم👇🏼 https://eitaa.com/joinchat/3457679589C543bd87229
هدایت شده از  تبلیغات دنیای بازی ❤️🐈
دیگه مبل ۲۰۰ میلیونی نخر🥲 برای مبلات کاور مبل با کیفیت ببر😊 ✅رومبلی های ارزان و با کیفیت ✅استفاده از با کیفیت ترین و ضخمترین پارچه ی مبلی 🔗کانال رومبلی ما رو دنبال کنید 👇🔗 https://eitaa.com/joinchat/567149554C8a1d3c0ae3
این داستان ترسناک واقعی که میخوام برای شما تعریف کنم مربوط میشه به 8 سال پیش که بابای من تصمیم گرفت بالای اشرفی اصفهانی ی خونه کرایه کنه.  ما اونجا ساکن شدیم و من سر کار میرفتم و خواهرم مدرسه میرفت و خیلی لذت میبردیم از اونجا تا اینکه ی روز ساعت 3 صبح خواستم برم دستشویی که دیدم مادرم ی سینی چایی ریخته آورده تو پذیرایی خونه. گفتم مامان این چیه؟جوابش منو میخکوب کرد..گفت... ادامه داستان باز شود: ادامه داستان باز شود: https://eitaa.com/joinchat/1878458472C726d4dcc56
هدایت شده از  تبلیغات دنیای بازی ❤️🐈
داستان عجیبِ پرستار بچه...😰♨️ داستانی ترسناک است که بر اساس یک افسانه شهری در مورد دختر جوانی است که یک شب هنگامی که از دو کودک نگهداری می کرد یک تماس تلفنی مشکوک از یک مرد غریبه دریافت می کند. پرستار وقتی دیر وقت شد بچه ها را به رختخواب برد و خواباند و بعد از آن برای تماشای تلویزیون به طبقه پایین رفت. که ناگهان صدای زنگ تلفن را شنید، وقتی جواب تلفن را داد ، تمام آنچه که شنید نفس نفس زدن سنگین بود و صدای مردی که از او پرسید: "آیا به بچه ها سرزده ای؟"ادامه ماجرا ... https://eitaa.com/joinchat/1878458472C726d4dcc56