eitaa logo
| توییتا |
2.1هزار دنبال‌کننده
13.1هزار عکس
5.3هزار ویدیو
453 فایل
توییتا چیست؟👇 https://eitaa.com/Twiitaa/26507 ارسال پیام ازطریق👇 @hosseinkhademi75 ادمین خانوما👇 @Mahdolia ناشناس تلگرامی👇 https://t.me/Twiitaabot ناشناس ایتا👇 https://6w9.ir/s/120 ناشناس ایتا شماره۲: https://daigo.ir/secret/464858035
مشاهده در ایتا
دانلود
خیلی وقته مشاعره نداشتیم شروع کنیم ؟ گفتمش عاشقتم گفت محبت دارید ای به گور پدر آنکه ادب یادش داد در دیاری که دراونیست کسی یار کسی کاش یا رب که نیافتد به کسی کار کسی یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا یارتویی غار تویی خواجه نگه دار مرا اگـــر به زلف دراز تــــو دست مــا نرسـد گناه بخت پریشان و دست کوته ماست تورا با دیگری دیدم زبانم لال شد اما الهی هرکسی که لال باشد کورهم باشد دامن مکش به ناز که هجران کشیده‌ام نازم بکش که ناز رقیبان کشیده‌ام من به غمگین ترین حالت ممکن شادم تو به آشوب دلم ثانیه ای فکر نکن ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق برو ای خواجه ی عاقل هنری بهتر از این؟ ناصحا بیهوده میگویی که دل بردار ازاو من به فرنان دلم دل کی به فرمان من است تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد دراین طوفان که ماهی هم به دریا دل نخواهد زد کجا با کشتی ات بردی دلم را ناخدای من؟ نظری کن که به جان آمدم از دلتنگی گذری کن که خیالی شدم از تنهایی یادم نمیکنی و زیادم نمیروی یادت بخیر یار فراموشکارمن @Twiitaa
خیلی وقته مشاعره نداشتیم شروع کنیم ؟ گفتمش عاشقتم گفت محبت دارید ای به گور پدر آنکه ادب یادش داد در دیاری که دراونیست کسی یار کسی کاش یا رب که نیافتد به کسی کار کسی یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا یارتویی غار تویی خواجه نگه دار مرا اگـــر به زلف دراز تــــو دست مــا نرسـد گناه بخت پریشان و دست کوته ماست تورا با دیگری دیدم زبانم لال شد اما الهی هرکسی که لال باشد کورهم باشد دامن مکش به ناز که هجران کشیده‌ام نازم بکش که ناز رقیبان کشیده‌ام من به غمگین ترین حالت ممکن شادم تو به آشوب دلم ثانیه ای فکر نکن ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق برو ای خواجه ی عاقل هنری بهتر از این؟ ناصحا بیهوده میگویی که دل بردار ازاو من به فرنان دلم دل کی به فرمان من است تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد دراین طوفان که ماهی هم به دریا دل نخواهد زد کجا با کشتی ات بردی دلم را ناخدای من؟ نظری کن که به جان آمدم از دلتنگی گذری کن که خیالی شدم از تنهایی یادم نمیکنی و زیادم نمیروی یادت بخیر یار فراموشکارمن نه بیمارم  نه خوشحالم، نه  از  حالم  خبر دارم گهی با جان گهی با دل، گهی از هر دو بیزارم @Twiitaa
خیلی وقته مشاعره نداشتیم شروع کنیم ؟ گفتمش عاشقتم گفت محبت دارید ای به گور پدر آنکه ادب یادش داد در دیاری که دراونیست کسی یار کسی کاش یا رب که نیافتد به کسی کار کسی یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا یارتویی غار تویی خواجه نگه دار مرا اگـــر به زلف دراز تــــو دست مــا نرسـد گناه بخت پریشان و دست کوته ماست تورا با دیگری دیدم زبانم لال شد اما الهی هرکسی که لال باشد کورهم باشد دامن مکش به ناز که هجران کشیده‌ام نازم بکش که ناز رقیبان کشیده‌ام من به غمگین ترین حالت ممکن شادم تو به آشوب دلم ثانیه ای فکر نکن ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق برو ای خواجه ی عاقل هنری بهتر از این؟ ناصحا بیهوده میگویی که دل بردار ازاو من به فرنان دلم دل کی به فرمان من است تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد دراین طوفان که ماهی هم به دریا دل نخواهد زد کجا با کشتی ات بردی دلم را ناخدای من؟ نظری کن که به جان آمدم از دلتنگی گذری کن که خیالی شدم از تنهایی یادم نمیکنی و زیادم نمیروی یادت بخیر یار فراموشکارمن ناله ام در سینه ماند و استخوانم در گلو  تا خروش خفته را از دل برارم چاه کو؟ @Twiitaa
خیلی وقته مشاعره نداشتیم شروع کنیم ؟ گفتمش عاشقتم گفت محبت دارید ای به گور پدر آنکه ادب یادش داد در دیاری که دراونیست کسی یار کسی کاش یا رب که نیافتد به کسی کار کسی یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا یارتویی غار تویی خواجه نگه دار مرا اگـــر به زلف دراز تــــو دست مــا نرسـد گناه بخت پریشان و دست کوته ماست تورا با دیگری دیدم زبانم لال شد اما الهی هرکسی که لال باشد کورهم باشد دامن مکش به ناز که هجران کشیده‌ام نازم بکش که ناز رقیبان کشیده‌ام من به غمگین ترین حالت ممکن شادم تو به آشوب دلم ثانیه ای فکر نکن ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق برو ای خواجه ی عاقل هنری بهتر از این؟ ناصحا بیهوده میگویی که دل بردار ازاو من به فرنان دلم دل کی به فرمان من است تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد دراین طوفان که ماهی هم به دریا دل نخواهد زد کجا با کشتی ات بردی دلم را ناخدای من؟ نظری کن که به جان آمدم از دلتنگی گذری کن که خیالی شدم از تنهایی یادم نمیکنی و زیادم نمیروی یادت بخیر یار فراموشکارمن ناله ام در سینه ماند و استخوانم در گلو  تا خروش خفته را از دل برارم چاه کو؟ وه که مرگ از زندگی با ننگ به جام زهرآگین همان بر سنگ به @Twiitaa
خیلی وقته مشاعره نداشتیم شروع کنیم ؟ گفتمش عاشقتم گفت محبت دارید ای به گور پدر آنکه ادب یادش داد در دیاری که دراونیست کسی یار کسی کاش یا رب که نیافتد به کسی کار کسی یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا یارتویی غار تویی خواجه نگه دار مرا اگـــر به زلف دراز تــــو دست مــا نرسـد گناه بخت پریشان و دست کوته ماست تورا با دیگری دیدم زبانم لال شد اما الهی هرکسی که لال باشد کورهم باشد دامن مکش به ناز که هجران کشیده‌ام نازم بکش که ناز رقیبان کشیده‌ام من به غمگین ترین حالت ممکن شادم تو به آشوب دلم ثانیه ای فکر نکن ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق برو ای خواجه ی عاقل هنری بهتر از این؟ ناصحا بیهوده میگویی که دل بردار ازاو من به فرنان دلم دل کی به فرمان من است تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد دراین طوفان که ماهی هم به دریا دل نخواهد زد کجا با کشتی ات بردی دلم را ناخدای من؟ نظری کن که به جان آمدم از دلتنگی گذری کن که خیالی شدم از تنهایی یادم نمیکنی و زیادم نمیروی یادت بخیر یار فراموشکارمن ناله ام در سینه ماند و استخوانم در گلو تا خروش خفته را از دل برارم چاه کو؟ وخدا خواست که یک عمر نبیند یعقوب شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد؟ @Twiitaa
ازبس عجله دارم یادم میرم تو بعضی از شعرا ماه رو بزارم😂 @Twiitaa
خیلی وقته مشاعره نداشتیم شروع کنیم ؟ گفتمش عاشقتم گفت محبت دارید ای به گور پدر آنکه ادب یادش داد در دیاری که دراونیست کسی یار کسی کاش یا رب که نیافتد به کسی کار کسی یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا یارتویی غار تویی خواجه نگه دار مرا اگـــر به زلف دراز تــــو دست مــا نرسـد گناه بخت پریشان و دست کوته ماست تورا با دیگری دیدم زبانم لال شد اما الهی هرکسی که لال باشد کورهم باشد دامن مکش به ناز که هجران کشیده‌ام نازم بکش که ناز رقیبان کشیده‌ام من به غمگین ترین حالت ممکن شادم تو به آشوب دلم ثانیه ای فکر نکن ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق برو ای خواجه ی عاقل هنری بهتر از این؟ ناصحا بیهوده میگویی که دل بردار ازاو من به فرنان دلم دل کی به فرمان من است تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد دراین طوفان که ماهی هم به دریا دل نخواهد زد کجا با کشتی ات بردی دلم را ناخدای من؟ نظری کن که به جان آمدم از دلتنگی گذری کن که خیالی شدم از تنهایی یادم نمیکنی و زیادم نمیروی یادت بخیر یار فراموشکارمن ناله ام در سینه ماند و استخوانم در گلو تا خروش خفته را از دل برارم چاه کو؟ وخدا خواست که یک عمر نبیند یعقوب شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد؟ دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ @Twiitaa
خیلی وقته مشاعره نداشتیم شروع کنیم ؟ گفتمش عاشقتم گفت محبت دارید ای به گور پدر آنکه ادب یادش داد در دیاری که دراونیست کسی یار کسی کاش یا رب که نیافتد به کسی کار کسی یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا یارتویی غار تویی خواجه نگه دار مرا اگـــر به زلف دراز تــــو دست مــا نرسـد گناه بخت پریشان و دست کوته ماست تورا با دیگری دیدم زبانم لال شد اما الهی هرکسی که لال باشد کورهم باشد دامن مکش به ناز که هجران کشیده‌ام نازم بکش که ناز رقیبان کشیده‌ام من به غمگین ترین حالت ممکن شادم تو به آشوب دلم ثانیه ای فکر نکن ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق برو ای خواجه ی عاقل هنری بهتر از این؟ ناصحا بیهوده میگویی که دل بردار ازاو من به فرنان دلم دل کی به فرمان من است تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد دراین طوفان که ماهی هم به دریا دل نخواهد زد کجا با کشتی ات بردی دلم را ناخدای من؟ نظری کن که به جان آمدم از دلتنگی گذری کن که خیالی شدم از تنهایی یادم نمیکنی و زیادم نمیروی یادت بخیر یار فراموشکارمن ناله ام در سینه ماند و استخوانم در گلو تا خروش خفته را از دل برارم چاه کو؟ وخدا خواست که یک عمر نبیند یعقوب شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد؟ دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم ناگهان دل دادزد دیوانه من میبینمش @Twiitaa
خیلی وقته مشاعره نداشتیم شروع کنیم ؟ گفتمش عاشقتم گفت محبت دارید ای به گور پدر آنکه ادب یادش داد در دیاری که دراونیست کسی یار کسی کاش یا رب که نیافتد به کسی کار کسی یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا یارتویی غار تویی خواجه نگه دار مرا اگـــر به زلف دراز تــــو دست مــا نرسـد گناه بخت پریشان و دست کوته ماست تورا با دیگری دیدم زبانم لال شد اما الهی هرکسی که لال باشد کورهم باشد دامن مکش به ناز که هجران کشیده‌ام نازم بکش که ناز رقیبان کشیده‌ام من به غمگین ترین حالت ممکن شادم تو به آشوب دلم ثانیه ای فکر نکن ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق برو ای خواجه ی عاقل هنری بهتر از این؟ ناصحا بیهوده میگویی که دل بردار ازاو من به فرنان دلم دل کی به فرمان من است تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد دراین طوفان که ماهی هم به دریا دل نخواهد زد کجا با کشتی ات بردی دلم را ناخدای من؟ نظری کن که به جان آمدم از دلتنگی گذری کن که خیالی شدم از تنهایی یادم نمیکنی و زیادم نمیروی یادت بخیر یار فراموشکارمن ناله ام در سینه ماند و استخوانم در گلو تا خروش خفته را از دل برارم چاه کو؟ وخدا خواست که یک عمر نبیند یعقوب شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد؟ دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم ناگهان دل دادزد دیوانه من میبینمش شمع از سر خود گذشت و آزاد بسوخت بر آتش غم خنده‌زنان شاد بسوخت @Twiitaa
خیلی وقته مشاعره نداشتیم شروع کنیم ؟ گفتمش عاشقتم گفت محبت دارید ای به گور پدر آنکه ادب یادش داد در دیاری که دراونیست کسی یار کسی کاش یا رب که نیافتد به کسی کار کسی یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا یارتویی غار تویی خواجه نگه دار مرا اگـــر به زلف دراز تــــو دست مــا نرسـد گناه بخت پریشان و دست کوته ماست تورا با دیگری دیدم زبانم لال شد اما الهی هرکسی که لال باشد کورهم باشد دامن مکش به ناز که هجران کشیده‌ام نازم بکش که ناز رقیبان کشیده‌ام من به غمگین ترین حالت ممکن شادم تو به آشوب دلم ثانیه ای فکر نکن ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق برو ای خواجه ی عاقل هنری بهتر از این؟ ناصحا بیهوده میگویی که دل بردار ازاو من به فرنان دلم دل کی به فرمان من است تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد دراین طوفان که ماهی هم به دریا دل نخواهد زد کجا با کشتی ات بردی دلم را ناخدای من؟ نظری کن که به جان آمدم از دلتنگی گذری کن که خیالی شدم از تنهایی یادم نمیکنی و زیادم نمیروی یادت بخیر یار فراموشکارمن ناله ام در سینه ماند و استخوانم در گلو تا خروش خفته را از دل برارم چاه کو؟ وخدا خواست که یک عمر نبیند یعقوب شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد؟ دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم ناگهان دل دادزد دیوانه من میبینمش شده آیا ک غمی ریشه به جانت بزند؟ گره در روح و روانت، به جهانت بزند؟ @Twiitaa
خیلی وقته مشاعره نداشتیم شروع کنیم ؟ گفتمش عاشقتم گفت محبت دارید ای به گور پدر آنکه ادب یادش داد در دیاری که دراونیست کسی یار کسی کاش یا رب که نیافتد به کسی کار کسی یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا یارتویی غار تویی خواجه نگه دار مرا اگـــر به زلف دراز تــــو دست مــا نرسـد گناه بخت پریشان و دست کوته ماست تورا با دیگری دیدم زبانم لال شد اما الهی هرکسی که لال باشد کورهم باشد دامن مکش به ناز که هجران کشیده‌ام نازم بکش که ناز رقیبان کشیده‌ام من به غمگین ترین حالت ممکن شادم تو به آشوب دلم ثانیه ای فکر نکن نمی آید به چشمم هیچکس غیراز تو این یعنی به لطف عشق تمرین میکنم یکتا پرستی را @Twiitaa
خیلی وقته مشاعره نداشتیم شروع کنیم ؟ گفتمش عاشقتم گفت محبت دارید ای به گور پدر آنکه ادب یادش داد در دیاری که دراونیست کسی یار کسی کاش یا رب که نیافتد به کسی کار کسی یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا یارتویی غار تویی خواجه نگه دار مرا اگـــر به زلف دراز تــــو دست مــا نرسـد گناه بخت پریشان و دست کوته ماست تورا با دیگری دیدم زبانم لال شد اما الهی هرکسی که لال باشد کورهم باشد دامن مکش به ناز که هجران کشیده‌ام نازم بکش که ناز رقیبان کشیده‌ام من به غمگین ترین حالت ممکن شادم تو به آشوب دلم ثانیه ای فکر نکن ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق برو ای خواجه ی عاقل هنری بهتر از این؟ ناصحا بیهوده میگویی که دل بردار ازاو من به فرنان دلم دل کی به فرمان من است تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد دراین طوفان که ماهی هم به دریا دل نخواهد زد کجا با کشتی ات بردی دلم را ناخدای من؟ نظری کن که به جان آمدم از دلتنگی گذری کن که خیالی شدم از تنهایی یادم نمیکنی و زیادم نمیروی یادت بخیر یار فراموشکارمن ناله ام در سینه ماند و استخوانم در گلو تا خروش خفته را از دل برارم چاه کو؟ وخدا خواست که یک عمر نبیند یعقوب شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد؟ دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم ناگهان دل دادزد دیوانه من میبینمش شمع از سر خود گذشت و آزاد بسوخت بر آتش غم خنده‌زنان شاد بسوخت تا تو نگاه می‌کنی کار من آه کردن است ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است؟ @Twiitaa