یه دختری بود که بهم میگفت مامان ، مثل خودت شیرین و خوش زبون بود و هم اسمت هم بود ... و مث ل خودت وقتی دید اوضاع بهم ریخته رفتن و انتخاب کرد .
بدونه هیچ حرف و توضیحی ، بدونه هیچ خداحافظی ای به یک باره از زندگیم محو شد ...
😂دوستان من ساعت ۳ بامداد با صدای موشک ها بیدار شدم.(بنده تهران هستم.خیر سرم اومدم تفریح) و خب خیلی غم انگیز و رعب آور بود.