حتی تو اوج عصبانیت حواستون به غرور طرف مقابل باشه؛ شما میگی و رد میشی، ولی مدتها طول میکشه تا اون آدم باور کنه چیزی کم نداشته واسه دوستداشتهشدن
_افکار
گهگاهیبهشمیگفتمکهمراترکنکندمنازترکشدنمیترسماوهمبهمنمیگفتکهقرارنیستهیچوقتترکمکندولیدرآخردرروزیکهبیشترازهمهبهشنیازداشتمترکمکرد
خرد شدم در آن لحظه حرف هایش مثل اسلحهای با کلماتش بهم شلیک کرد من نمردم برعکس موقع رفتن آنقدر مهربان باهاش بودم که شاید پشیمان شود ولی او دیگر برنگشت..
_افکار
اگر کسی شمارا ترک کند به او چه میگویی؟
میگویی دوستش داری؟
اگر برود میمیری؟
که چطور میشکنی؟
دلت برایش تنگ میشود؟
آه خدایا او آنقدر سنگدل بود که حتی نزاشت من یکی از اینها را بهش بگویم.
_افکار
از فکر کردن به خاطرات قدیمی خسته شدم . ولی میترسم خاطرات جدید خلق کنم . میدونی تقصیر توعه دیگه نه ؟
_افکار