الان تو همون نقطهایم که قمیشی میخونه :
تو که هیچ حسی به این قصه نداشتی واسه چی،
منو به محبتِ دو روزِ مهمون کردی؟!
این کلهپوکا یه گروه زدن مثلا همفکری کنن برا هدیه خریدن برای من، حواسشون نبوده خودمم اد کردن.
دوتا هم اتاقی دارم روانشناسی میخونن، شدم کِیس مطالعاتی آقایون، میرن درس میخونن میان باهام حرف میزنن دوباره میرن درس میخونن احساس میکنم تیمارستانم
همسایه عزیزی که فوش میدی بخاطر صدای دزدگیر ماشین، سوییچ تو ماشین لباسشویی درحال چرخیدنه خب چیکار کنم🦦