بچه بودیم به مامانم میگفتیم شیرکاکائو، یکم چایی میریخت تو شیر میگفت اینم شیرکاکائو. تامدتها فک میکردیم شیرکاکائو همینه تا اینکه بزرگ شدیم فهمیدیم اصفهانی بودن ینی چی.
ديديد كيف دستيا تو ويترين مغازه پر و پف كرده ان ولي وقتي ميخرين و خاليش ميكنين از رخ ميفته؟
آدما همونطورين
دقیقا همون روزی که تصمیم میگیری بری موهاتو کوتاه کنی ، در آخرین نگاهت به آینه موهات در بهترین حالت ممکن در تمام سال های زندگیت قرار میگیره.
یه دختره تو دانشگاه ما بود هرچی بهش تنه میزدم جزوهاش بریزه عاشق بشیم، سفت جزوهاشو میگرفت نمیریخت
اخر یه لگد از پشت زدم تو كمرش افتاد قط نخاع شد
خانوادهی ایرانی اینطوریه که بالتو ازت میگیره بعد پرواز کردن بقیه رو میکوبه تو سرت.
یه بارم شاگرد اول شده بودم، بابام اومد مدرسه گفت خاک تو سرت پسرم؛ گفتم چرا آخه؟ گفت اینجا هم شاگردی میکنی؟
من هروقت به این فکر میکنم که بعد ازدواج اگه مهمون بیاد دیگه نمیشه تو اتاقم قایم بشم پشیمون میشم.