تو دورانی که همه دارن میدوان من فقط دراز میکشم. بعداً مسابقه میدیم ببینیم کی افسردهتره
دقت کردید وقتی از یه نفر انرژی خوبی نمیگیرید، دیگه همچیش تو مخه، حرف زدن، راه رفتن، حتی نفس کشیدنش؛ عجیبه
از دیشب تاحالا بد جور حس ازدواج دارم!
معلوم نیست تو این شبا چند نفر منو از خدا خواستن
تنها جایی که بابام مسئولیتمو قبول کرد صف نذری بود
که گفت اینم پسرمه غذاشو بدید به من