هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💰ساعتی500تا1میلیون درآمد ازهرقالب
⭐️تولید قطعات فایبرگلاس⭐️
❌بدون دستگاه و تجهیزات خاصی❌
فقط با ۲۰الی۳۰میلیون سرمایه
✅۱تا۳ماهه با آکادمی قیطرانی استادکار میشی
🔷قطعات خودرو: سپر،جلوداشبرد،کلاه
کاسکت باک موتور❗ نمای داخل و خارج ساختمان دکوراسیون داخلی 👇
https://eitaa.com/joinchat/1938359562C3ae906fa8f
هرقالب ساعتی۵۰۰تا۱میلیون درآمد میده
«آکادمی قیطرانی»
تنهاجاییکه بهت یاد میده ❗️بدون دستگاه
و۲۰الی۳۰میلیون سرمایه
⭐️تولید کننده قطعات فایبرگلاس بشی⭐️
بازار کارش بینطیره از گلدون میتونی بسازی تا قطعات خودرو و ماشین سنگین
بیا مطلع شو 👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1938359562C3ae906fa8f
ویس که مال خوش صداهاست، ویدیومسیج هم مال خوشگلاست
ما زشتا و بدصداها باید اونقدر تایپ کنیم تا تلف بشیم
باباها برای مقصر اعلام کردن بچهشون تو هر واقعهای یا راهی خواهند داشت یا راهی خواهند ساخت.
من #غزل ی دختر زیبای کُرد دختری سرکش و زبوندراز و دخترِ یکییکدونهی کدخدای روستامون، بابام اینقدر دوستم داشت که حد و حساب نداشت ولی خب بین این دوست داشتنش یکم زورگو هم بود و میخواست منو به زور به عقد پسر کدخدای روستای بالاتری در بیاره ولی خب من مخالف بودم، من اصلا اون پسرو دوست نداشتم بخاطر همین شبی که به زور میخواستن منو عقد کنن از خونه فرار کردم تا با پسری که فکر میکردم عاشقمه برم، ولی اون نامرد ولم کرد و من از ترس سر از باغ مردی به اسم آیخان درآوردم. آیخان ی مردِ پرابهت، جذاب و ترسناک بود که سنش دو برابر من بود و کل روستا ازش حساب میبردن. از شانس بدم همونجا اهالی روستا و بابام ما رو تو تاریکی با هم دیدن و آیخان مجبور شد منو به عقد خودش دربیاره. بمحض اینکه من بله رو گفتم. دستمو گرفت فشار داد و کنار گوشم چیزی گفت که از ترس قالب تهی کردم اون میخواست منو.....😱😢⭕️
برای خوندن ادامهی داستان روی لینک زیر بزنید👇
https://eitaa.com/joinchat/2322597545Ca27d44fc4c