eitaa logo
Tweety
57.2هزار دنبال‌کننده
9.8هزار عکس
196 ویدیو
0 فایل
بسم‌رب تا دندون داری بخند،خنده به لبات میاد بمون پلو گذاشتم. ارتباط: @iMersad | تبلیغات: @Delta_ads
مشاهده در ایتا
دانلود
وارد اتاقم شدم دیدم یه میمون اونجاست بادقت که نگاش کردم دیدم خواهرمه/داداشمه.
‌خونه ما یه جنی داره که شب هایی که گوشیمو میزنم به شارژ، صبح پامیشم میبینم گوشیمو از شارژ درآورده و گوشی مامانمو زده جاش
مى‌دونستيد با پرايد ميشه دويست تا سرعت رفت؟ ولى فقط يه بار.
حداقل خر شرک بامزه بود، خرای دور من فقط نفهمن.
من دختر خوشگل و سر زبون‌داری که کارمند بانک بودم و عاشق رئیسم "ادیب" شدم ‌که دوست صمیمی برادرم بود. مرد فوق‌العاده جذابی بود و هردومون به هم علاقمند شدیم. ولی درست موقعی که قرار شد به هم برسیم بینمون جدایی افتاد. بقدری افسرده شدم که تک و تنها از کشور خارج شدم تا بلکه بتونم فراموشش کنم. چندسال بعد که برگشتم ایران تو فرودگاه اولین کسی که دیدم ادیب بود، کلی از حضورش تو فرودگاه جا خوردم و ته دلم خوشحال شدم ولی رفتارش بقدری سرد بود که دلم شکست. گفت کسی از خونواده‌م نتونسته بیاد و مجبورم با اون برگردم خونه. تموم طول مسیرو طوری رفتار می‌کرد که لج منو دربیاره و نشون می‌داد که دیگه عشقی بهم نداره. داشتم از دستش روانی می‌شدم. امیدوار بودم بتونم دوباره دلشو بدست بیارم ولی یبار که اتفاقی کیف پولش از جیبش افتاد و برداشتمش چیزی توش دیدم که برق از سرم پرید و از حال رفتم...😭👇 https://eitaa.com/joinchat/3935635114Cd887f1b05f
یه بارم شاگرد اول شده بودم، بابام اومد مدرسه گفت خاک تو سرت پسرم؛ گفتم چرا آخه؟ گفت اینجا هم شاگردی میکنی؟
‌ اگه یکی جواب پیاماتونو نمیداد بهش پیام بدین "راستی یه چیزی درموردت شنیدم" و بعد شما جوابشو ندید
چه نسبتی باهاش داری؟ مسخره‌ی پدرشم.
روانشناسا اگه واقعا دنبال درمان ما بودن، بجاي پول گرفتن بهمون پول ميدادن
وقتی 5 سالم بود ساقه طلایی خوردم تا این سن هنوز کم آبی بدنمو نتونستم جبران کنم
استوری واتساپ اینطوریه که دوستای صمیمیت نمی بیننش ‌ولی تعمیرکار یخچال خونه مامانبزرگت می بینتش
‌بنده در انتظار بوجی‌موجی شدن بعد از اینکه خونش رو کردم تو شیشه. @TwitterEy