هدایت شده از فِنتانیل.
میگویند بعضی زیباییها موهبت نیستند؛ نفرینیاند که سرنوشت بر دوش صاحبشان میگذارد...
ماهگل، دختر زیبای روستایی، آنقدر دلربا بود که خانوادهاش از ترس نگاههای هوسآلود مردم، او را پشت دیوارهای خانه پنهان کرده بودند. سهم او از دنیا، پنجرهای کوچک، حیاطی خاموش و آسمانی بود که هر شب ماهش را در آغوش میگرفت.
ماه، تنها همدم شبهایش بود... زیرا بهزاد، پسرعمویش و تنها عشق زندگیاش، هنگام رفتن دستهایش را فشرده و با لبخندی پر از امید گفته بود: «هر شب به ماه نگاه کن... هر جا باشم، همان ماه بالای سر من هم هست. خیلی زود برمیگردم.»از آن شب به بعد، ماهگل هر غروب منتظر بهزاد بود . اما روزگار، همیشه برای عاشقان مهربان نیست...
برای خواندن ادامه داستان روی لینک زیر بزنید👇🏻⭕️
https://eitaa.com/joinchat/1478230920C28f5f5e3ab
من تا قبل اینکه وزیربهداشت بگه لازم نیس راجب این ویروس جدیده نگران باشید، نگران نبودم.
آقا یعنی چی میخواید پایتخت رو عوض کنید؟ ما تازه گاو و گوسفندامون رو فروختیم اومدیم تهران، تروخدا نکنید همچین کاری