آدم عجیبی ام صبر میکنم و با همهی اخلاقای طرف کنار میام بعد یه روز میرسه که صبرم تموم میشه و جوری بیخیالش میشم و ازش میگذرم که انگار اصلا از اولش وجود نداشته .
کاش منم یه بیشعورِ بیاحساس بودم که رفتار هیچکس برام مهم نبود؛ ولی متاسفانه یه زودرنجِ حساسِ عصبیام .
واقعا چرا خاستگاری ما نمیاید؟!
بابا چاییم میدیم، نسکافه، شیرینی تر،
من تو اتاقم پفکم گذاشتم واسه صحبت های دونفره
زبان انگلیسی خیلی زبان عجیبیه واقعا؛ تصور اینکه W یعنی دست و C یعنی شویی، داره دیوونهم میکنه