داداش کوچیکه جدا از خانواده زندگی میکنه و تازه کارکردن رو شروع کرده. بهش میگم «کادو تولد چی میخوای؟»
میگه «برنج» =)) .
اینایی که بهم میگن«دلم برات تنگ شده» منم با ذوق میگم«منم همینطوررررر» ، درواقع اصلا دلم براشون تنگ نشده.
چرا حسی که از چشم میگیرم اسمش رو نذاشتن چشایی و حسی که از بینی میگیریم رو نذاشتن بینایی
واقعا این چه وضع نامگذاریه اخه.
کاشکی میتونستم میزان نفرتم نسبت به تماس تلفنی رو به کسایی که بهم زنگ میزنن به صورت تشریحی توضیح بدم منتها نمیشه فقط باید قیافمو اون لحظه ببینن تا حق مطلب ادا بشه.