صبح ها وقتی از خواب بيدار ميشم اولين كاری كه ميكنم دنبال يه جای ديگه ميگردم كه دراز بكشم و خستگی خاب از تنم دربياد.
اگه یه رفیق دارین که تا سر حد مرگ میتونین به یه موضوع خیلی بینمک بخندین آدم خوشبختی هستین.
پسر داییم کوچیکه داشت با گوشیم بازی میکرد میخواست بره تو حیاط، از پله ها افتاد، پاش از دوجا شکست، ولی خدارو شکر گوشیم سالمه
مهمونای ما انقدی میمونن که ما جا میندازیم چراغارو خاموش میکنیم یه ربع همو نگاه میکنن بعد میرن.