پسر داییم کوچیکه داشت با گوشیم بازی میکرد میخواست بره تو حیاط، از پله ها افتاد، پاش از دوجا شکست، ولی خدارو شکر گوشیم سالمه
مهمونای ما انقدی میمونن که ما جا میندازیم چراغارو خاموش میکنیم یه ربع همو نگاه میکنن بعد میرن.