eitaa logo
‌والعصر (موکب هنرمندان)
192 دنبال‌کننده
3هزار عکس
774 ویدیو
10 فایل
🌼 ســـلام 🌼 دغدغه‌ی اصلی ما: 🔹فرهنـگ و 🔹سـبک زنـدگی . . . ✍ انتقاد، پیشنهاد🍃: @karimi74 #تبادل_نداریم 💫
مشاهده در ایتا
دانلود
: 🔹 ما چه زمانی میتوانیم اهمّیّت و عظمت رزمندگان را درست تشخیص بدهیم؟ ☑️ آن وقتی که عظمت کار معلوم بشود، عظمت عرصه و میدان را بتوانیم تشخیص بدهیم، آن وقت معلوم میشود اینهایی که رفتند در این میدان و کار کردند چه ارزشی دارند. عظمت میدان یعنی تعریف . 📆 ۹۹/۶/۳۱ ✅@VALASR14
کتابخانه ی بیمارستان در محوطه قرار داشت. یک روز که کارم کمتر بود، برای گرفتن کتاب از ساختمان بیمارستان خارج شدم و داخل محوطه شدم. هم زمان آمبولانسی وارد محوطه شد. دو شهید آورده بودند. کنجکاو شده بودم، در آمبولانس را باز کردم تا ببینم شهدا را می شناسم یا نه؟ وقتی صحنه ی داخل آمبولانس را دیدم، از حال رفتم. دو تا تنه ی سوخته ی سیاه در ماشین بودند. زغال شده بودند. هنوز سوخته شان جلیز و ولیز می کرد و از بدنشان چیزی مثل روغن به صورت حباب بیرون می زد. حالم که بهتر شد از راننده نحوه شهادتشان را پرسیدم. گفت:« دو تا نوجوان بسیجی اعزامی از فارس بودند. کارشان در منطقه تعمیر ماشین بود یکی شان زیر ماشین کار می کرده و دیگری هم برای دادن ابزار کنارش ایستاده بود که خمپاره مستقیم به ماشین می خورد و ماشین منفجر می شود. این دو تا جزغاله شده بودند. تا چند ساعت حالم خراب بود. خیلی گریه کردم. به حالشان غبطه می خوردم. هنوزم که هنوز است آن صحنه پیش چشمم مجسم است. کتاب «پوتین های مریم» | ص ۱۰۰ @VALASR14
والعصریای بزرگوار سلام و ارادت ✋ به مناسبت گرامیداشت مسابقه داریم مسابقه متن نویسی📝 همراه با جایزه 😍 🔹موضوع مسابقه: یک متن، پادکست، ویدئو، عکس نوشته و... برای هر شهیدی که دوست دارید 🤩 🔹قانون مسابقه: این که متن شما نباید از ۱۲ خط(با اندازه ی فونت استاندارد یعنی ۱۶) و پادکست و کلیپ از پنج دقیقه بیشتر بشه 🤓 🔹مهلت ارسال: ۹۹/۷/۷ این گوی و این میدان 😎 منتظرتون هستیم 😇 آثارتون رو به این آیدی ها بفرستید👇 خواهران: @Yahossein_78 برادران: @AKBARIOFFICIAL1 @VALASR14
هرسال روزهای تقویم که به این‌جا می‌رسید؛ بی‌تاب می‌شدم که آیا مرا هم صدا می‌زنی؟! امسال هم کوله‌ام را بسته‌ام... و بسوی آسمان قنوت گرفته‌ام؛ تا شاید یک‌ کربلا‌ نذر ظهورت قسمتم کنی! اللهم عجـل لولیک الفـرج @VALASR14
🌸فرازی از وصیتنامه ی شهید عبدالرزاق فرجاد🌸 🌷تولد: یکم مهرماه 1340 | اراک 🌷شهادت: نوزدهم اردیبهشت‌ماه |عملیات بیت‌المقدس، آزادسازی خرمشهر @VALASR14
10.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
طاقت دیگه ندارم🥀 • 🖤 روی پا آمده ای دیدن دختر مثلا  تو بیا باش پسر من به تو مادر مثلا  تا رسیدی به رخ نیلی و بازوی کبود  دست بردار ز غسلم بشو حیدر مثلا جان💔 @VALASR14
: 🔹️ کار بزرگ امام این بود که از اول حجم واقعی این کارزار را شناخت. از اول فهمید که این جنگ معنایش چیست. خیلی از ماها نمیدانستیم، نمیفهمیدیم. امام از اول فهمید این یک درگیری عادی بین دو همسایه نیست. دشمن را شناخت و فهمید که دشمن اصلی در این جنگ کیست و تشخیص داد که صدام یک ابزار است. امام سخنرانی میکرد درباره جنگ و می فرمود مثلا آمریکا از شوروی بدتر شوروی از آمریکا بدتر انگلیس از هر دو بدتر یعنی شناخته بود که اینها عاملان اصلی و پشت صحنه جنگ هستند. 📆۹۹/۶/۳۱ ✅@VALASR14
Khamenei.irما به سوی میدان نبرد پرواز می_کنیم.mp3
زمان: حجم: 2.8M
"ما به سوی میدان جنگ پرواز می کنیم" سخنان رهبری در نماز جمعه تهران 🗓۱۳۵۹/۷/۴ @VALASR14
«داد زدم: نزن. و گلوله را بغل كردم تا از مسیر آتش عقبه بردارم، اما فندرسكی كه دستش را روی گوشش گذاشته بود، با فشار زانویش توپ را شلیك كرد ... شلیك توپ همان و به هوا رفتن من همان! سرعت و فشار آتش عقبه مرا مثل توپ سبكی به هوا پرتاب كرد ... هیچ چیز از آن ثانیه‌های عجیب به یاد ندارم ... فقط یادم هست محكم به زمین افتادم در حالی كه گردنم لای پاهایم گیر كرده بود! بوی عجیبی دماغم را پُر كرده بود. مخلوطی از بوی گوشت سوخته، باروت، خون و خاك ... به‌تدریج صدای فریاد فندرسكی و دیگران هم به گوشم رسید. گریه می‌كردند، داد می‌زدند ... من تلاش می‌كردم سرم را از بین پاهایم خارج كنم، ولی نمی‌شد ... احساس می‌كردم مثل یك توپ گرد شده‌ام و اصلاً تحمل آن وضع را نداشتم. ناله می‌كردم: گردنم را بكشید بیرون ... اما این كار دقایقی طول كشید. وقتی سرم از آن حالت فشار خارج شد، دیدم همه گوشت‌های تنم دارند می‌ریزند. هیچ لباسی بر تنم نمانده بود. حتی نارنجك‌ها و خشاب‌هایی كه به كمرم داشتم، ناپدید و شاید پودر شده بودند. بچه‌ها به سر و صورتشان می‌زدند و گریه می‌كردند. من از لحظاتی قبل شهادتین می‌گفتم، اما هیچ ناله‌ای از من بلند نبود. از بچگی همین طور بودم.» نورالدین پسر ایران|معصومه سپهری|ص 86 @VALASR14
دختر اگر یتیم شود پیر می شود از زندگی بدون پدر سیر میشود اصلاً رقیه نه، به خدا مَرد بی هوا با یک شتاب ضربه زمین گیر می شود هرگز کسی نگفت گلویش کبود شد این جاست روضه صاحب تصویر می شود قاسم نعمتی|@VALASR14