🌻
خداوندا، فرمانبردارى از پدر و مادر و نیکى و مهربانى مرا در حق ایشان براى من شادى بخشتر گردان از به خواب رفتن بىخوابى کشیدگان و آب سرد نوشیدن جگر سوختگان، تا میل و خواهش ایشان را بر میل و خواهش خویش برترى نهم.
صحیفه سجادیه، دعای بیست و چهارم
#سبک_زندگی
#بالوالدین_احسانا
✅ @VALASR14
امام حسن مجتبی (علیهالسلام):💚
خداوند متعال ماه #رمضان را برای بندگان خود میدان مسابقه قرار داد؛
پس عدهای در آن ماه با اطاعت و عبادت به سعادت و خوشنودی الهی از یکدیگر سبقت خواهند گرفت و گروهی از روی بیتوجهی و سهل انگاری خسارت و ضرر مینمایند.
📚 منلایحضرهالفقیه، ج۱، ص۵۱۱
#ماه_مبارک_رمضان
✅ @VALASR14
z.h:
نمازش که تموم شد، هنوز پشت به اون نشسته بودم...
کتاب شعرش رو برداشت و با یه لحن دلنشین شروع کرد به خوندن...
ولی من باز باهاش قهر بودم!!!
کتاب و گذاشت کنار...بهم نگاه کرد و گفت:
غزل تمام...نمازش تمام...دنیا، مات
سکوت بین من و واژهها سکونت کرد!!!
باز هم بهش نگاه نکردم...!!!
اینبار پرسید: عاشقمی؟؟؟
سکوت کردم...
گفت:
#عاشقمگرنیستیلطفیبکننفرتبورز
#بیتفاوتبودنتهرلحظهآبممیکند...
دوباره با لبخند پرسید: عاشقمی مگه نه؟؟!!
گفتم: نه!!!
گفت:
#لبتنهگویدوپیداستمیگویددلتآری
#کهاینساندشمنییعنیکهخیلیدوستمداری
زدم زیر خنده و روبهروش نشستم...
دیگه نتونستم بهش نگم که وجودش چقدر آرامش بخشه...
بهش نگاه کردم و از ته دل گفتم:
خداروشکر که هستی...
#شهیدانه
#همسر_شهید_عباس_بابایی
✅ @VALASR14
💌
خدایا
من لایق رحمتت نیستم
ولی تو لایقی که بر من فضل و کرم
بی پایانت را بخشش کنی...
#ماه_مبارک_رمضان #ماه_رمضان
✅ @VALASR14
•|📕✨|•
•| جرعہاےازڪتابِ
•| ناگفتہهایےازقدرتوشڪوهزن
( در ڪلامامامورهبرے )
|📚| #قرار_مطالعاتی
•[ @valasr14 ]•
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله
هرکس دوست دارد خداوند را پاک وپاکیزه دیدار کند،باید ازدواج نماید.
وسائل الشیعه جلد ۲۰ ص۱۸
#حدیث #ازدواج
✅ @VALASR143
بسم الله الرحمن الرحیم
🔹اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي فِيهِ رَحْمَةَ الْأَيْتَامِ، وَ إِطْعَامَ الطَّعَامِ، وَ إِفْشَاءَ السَّلامِ، وَ صُحْبَةَ الْكِرَامِ، بِطَوْلِكَ يَا مَلْجَأَ الْآمِلِينَ.
🔸خدایا در این ماه مهرورزی به ایتام، و خوراندن طعام، و آشکار کردن سلام، و همنشینی با اهل کرامت را نصیبم فرما، به عطایت ای پناهگاه آرزومندان.
🌾 دعای روز هشتم #ماه_مبارک_رمضان
✅ @VALASR14
رهبر انقلاب:
🔸این نسل جوانی که امروز ما داریم، اگر در ده سال آینده، بیست سال آینده و در دورهها و مرحلههای آیندهی این کشور بتوانیم آن را حفظ کنیم، همهی مشکلات کشور را اینها حل میکنند؛ با آن آمادگی، با آن نشاط، با آن شوقی که در نسل جوان هست، و با استعدادی که در ایرانی وجود دارد. پس ما مشکل اساسی برای پیشرفت نداریم.
۹۱/۷/۱۹
#سبک_زندگی
#خانواده
✅ @VALASR14
🔰 توصیه کلیدی رهبرانقلاب؛
▪️باتوجه به معانی، قرآن را تلاوت کنید
🔺️ حضرت آیتالله خامنهای: به معنا توجّه کنید؛ اگر مثلاً یک بخشی از قرآن را در یک محفلی میخواهید تلاوت بکنید، این را در ذهنتان قبلاً آماده کنید... خوشبختانه بسیاری از تلاوتگران ما درک میکنند معانی قرآن را و احتیاجی به ترجمه ندارند، لکن اگر احتیاج به ترجمه بود، احتیاج به تفسیر بود، مراجعه بشود و با توجّه کامل، با تذکّر کامل انجام بگیرد. ۴۰۰/۱/۲۵
🌒 #بهار_قرآن
🌙 #ماه_مبارک_رمضان
✅ @VALASR14
📚کتاب «سلام بر ابراهیم 1» کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی است. این کتاب زندگینامه و خاطرات پهلوان بیمزار شهید ابراهیم هادی است. شهید ابراهیم هادی دریکم اردیبهشت سال ۳۶ متولد شد 💚
در ۲۵ سالگی در عملیات والفجر مقدمّاتی در منطقه فکه، در ۲۲ بهمن سال۶۱ به شهادت رسید و پیکر پاکش در کربلای فکه گمنام ماند.
در بخشی از این خاطرات میخوانیم:
به همراه چند نفر از دوستان نشسته بودیم و در مورد ابراهیم صحبت میکردیم. یکی از دوستان که ابراهیم را نمیشناخت تصویرش را از من گرفت و نگاه کرد. بعد با تعجب گفت: شما مطمئن هستید اسم ایشون ابراهیمه!؟
با تعجب گفتم: خُب بله، چطور
مگه؟!
گفت: من قبلاً تو بازار سلطانی مغازه داشتم. این آقا ابراهیم دو روز در هفته سَر بازار میایستاد. یه کوله باربری هم میانداخت روی دوشش و بار میبرد. یه روز بهش گفتم: اسم شما چیه؟
گفت: من رو یدالله صدا کنید!
گذشت تا چند وقت بعد یکی از دوستانم آمده بود بازار، تا ایشون رو دید با تعجب گفت: این آقا رو میشناسی!؟
گفتم: نه، چطور مگه!
گفت : ایشان قهرمان والیبال و کشتی آدم خیلی با تقوایی برای شکستن نفسش این کارها را میکنه این رو هم بگم که آدم خیلی بزرگیه بعد از اون ماجرا دیگه ایشون رو ندیدم.
✅ @VALASR14
•{🌻📔}•
•| #معرفی_کتاب
•| ڪتابِ #یوما
•| بہقلـمِ: مریمراهے
روایت زنے از ۱٤۰۰ سال قبل
براے دختـران امـروز...✨
این رمان اثرے است ڪه برای مخاطبان ادبیات دینی و برای انواع مختلف سلایق، حرفهایی #جدی و تازه دارد. بستر اصلی این رمان بیان فرازهایی از زندگے حضرت خدیجهٔ کبری (سلام الله علیها) است.
نویسنده موقعیت زمانے روایت خود را از ساعتهای منتهی به ولادت حضرت فاطمهٔ زهرا (سلاماللهعلیها) شروع کرده است و با توصیف تؤامان موقعیت منزل، ذهنیت حضرت خدیجہ و مردمان شهر را که نمایندگانے از آنها بهبهانههایے به منزل پیامبر رفتوآمد دارند، داستانے تعریف میکند ڪہ بیشتر از جذابیتهای قصهپردازانه، از منظر روایت لذتبخش است.
|📚| #قرار_مطالعاتی
[🌙] @valasr14
والعصر (موکب هنرمندان)
•{🌻📔}• •| #معرفی_کتاب •| ڪتابِ #یوما •| بہقلـمِ: مریمراهے روایت زنے از ۱٤۰۰ سال قبل براے دختـران
قسمتے از ڪتاب:
گویے ابریست پرآب که تعجیل دارد در باریدن، صدایش مےلرزد:
آنان اگر یارے کردن میدانستند دخترانشان را زنده به گورستان نمیبردند... یا به این خیال که بزرگانشان پس از مرگ، بیمرکب نمانند شترے را کنار قبر آنان دفن نمیڪردند.
به سرآستین، اشک از رخسار میگیرد بحریہ و بعـد:
امروز نفرتم از این جماعت افزون گشـت... بر در هر خانه ای ڪہ ڪوفتم و گفتم به یاری بانویم خدیجہ بیاید دسـت رد به سینہام زدند... برخی پرسیدند اصلاً خدیجہ کیست؟ نمیشناسیمش... برخے گفتند درد حقش است؛ روزی که باید تیم عبدالله ازدواج کرد، به او گفتیم ما را برای همیشه فراموش کند... برخی تازیانه نشانم دادند... و برخی نیز مشتی ناسزا از پس از قدم هایم نثار کردند...
خشم میدود در چشمانش:
بیست سال از ازدواج شما و رسول خدا گذشته؛ پیرهاشان مردهاند و جوانهاشان گیسو سپید کردهاند؛ اما کینه درمیان شان از سینهای به سینهای دیگر راه می یابد... درد دارد بدانی و ناتوانی کاری کنی. دردم تکثیر میشود، از بن کمر تا بند دست و پا؛ گویی مردی جنگی به ضرب شمشیر، دو نیم کرده باشد مرا. کنارش بر کرسی مینشینم و در چشمان پراشک و خونش:
- ای بحر موّاج! سالهاست تو در این خانهای و شاهد تمام تلخےها و شیرینےهایش... آنچہ به این خانہ راه مےیابد حتے اگر به ظاهر تلخ، جز رحمت نیسـت و جز شیرینے بر جای نمیگذارد...
|📚| #قرار_مطالعاتی
[🌙] @valasr14