📚کتاب «سلام بر ابراهیم 1» کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی است. این کتاب زندگینامه و خاطرات پهلوان بیمزار شهید ابراهیم هادی است. شهید ابراهیم هادی دریکم اردیبهشت سال ۳۶ متولد شد 💚
در ۲۵ سالگی در عملیات والفجر مقدمّاتی در منطقه فکه، در ۲۲ بهمن سال۶۱ به شهادت رسید و پیکر پاکش در کربلای فکه گمنام ماند.
در بخشی از این خاطرات میخوانیم:
به همراه چند نفر از دوستان نشسته بودیم و در مورد ابراهیم صحبت میکردیم. یکی از دوستان که ابراهیم را نمیشناخت تصویرش را از من گرفت و نگاه کرد. بعد با تعجب گفت: شما مطمئن هستید اسم ایشون ابراهیمه!؟
با تعجب گفتم: خُب بله، چطور
مگه؟!
گفت: من قبلاً تو بازار سلطانی مغازه داشتم. این آقا ابراهیم دو روز در هفته سَر بازار میایستاد. یه کوله باربری هم میانداخت روی دوشش و بار میبرد. یه روز بهش گفتم: اسم شما چیه؟
گفت: من رو یدالله صدا کنید!
گذشت تا چند وقت بعد یکی از دوستانم آمده بود بازار، تا ایشون رو دید با تعجب گفت: این آقا رو میشناسی!؟
گفتم: نه، چطور مگه!
گفت : ایشان قهرمان والیبال و کشتی آدم خیلی با تقوایی برای شکستن نفسش این کارها را میکنه این رو هم بگم که آدم خیلی بزرگیه بعد از اون ماجرا دیگه ایشون رو ندیدم.
✅ @VALASR14
•{🌻📔}•
•| #معرفی_کتاب
•| ڪتابِ #یوما
•| بہقلـمِ: مریمراهے
روایت زنے از ۱٤۰۰ سال قبل
براے دختـران امـروز...✨
این رمان اثرے است ڪه برای مخاطبان ادبیات دینی و برای انواع مختلف سلایق، حرفهایی #جدی و تازه دارد. بستر اصلی این رمان بیان فرازهایی از زندگے حضرت خدیجهٔ کبری (سلام الله علیها) است.
نویسنده موقعیت زمانے روایت خود را از ساعتهای منتهی به ولادت حضرت فاطمهٔ زهرا (سلاماللهعلیها) شروع کرده است و با توصیف تؤامان موقعیت منزل، ذهنیت حضرت خدیجہ و مردمان شهر را که نمایندگانے از آنها بهبهانههایے به منزل پیامبر رفتوآمد دارند، داستانے تعریف میکند ڪہ بیشتر از جذابیتهای قصهپردازانه، از منظر روایت لذتبخش است.
|📚| #قرار_مطالعاتی
[🌙] @valasr14
والعصر (موکب هنرمندان)
•{🌻📔}• •| #معرفی_کتاب •| ڪتابِ #یوما •| بہقلـمِ: مریمراهے روایت زنے از ۱٤۰۰ سال قبل براے دختـران
قسمتے از ڪتاب:
گویے ابریست پرآب که تعجیل دارد در باریدن، صدایش مےلرزد:
آنان اگر یارے کردن میدانستند دخترانشان را زنده به گورستان نمیبردند... یا به این خیال که بزرگانشان پس از مرگ، بیمرکب نمانند شترے را کنار قبر آنان دفن نمیڪردند.
به سرآستین، اشک از رخسار میگیرد بحریہ و بعـد:
امروز نفرتم از این جماعت افزون گشـت... بر در هر خانه ای ڪہ ڪوفتم و گفتم به یاری بانویم خدیجہ بیاید دسـت رد به سینہام زدند... برخی پرسیدند اصلاً خدیجہ کیست؟ نمیشناسیمش... برخے گفتند درد حقش است؛ روزی که باید تیم عبدالله ازدواج کرد، به او گفتیم ما را برای همیشه فراموش کند... برخی تازیانه نشانم دادند... و برخی نیز مشتی ناسزا از پس از قدم هایم نثار کردند...
خشم میدود در چشمانش:
بیست سال از ازدواج شما و رسول خدا گذشته؛ پیرهاشان مردهاند و جوانهاشان گیسو سپید کردهاند؛ اما کینه درمیان شان از سینهای به سینهای دیگر راه می یابد... درد دارد بدانی و ناتوانی کاری کنی. دردم تکثیر میشود، از بن کمر تا بند دست و پا؛ گویی مردی جنگی به ضرب شمشیر، دو نیم کرده باشد مرا. کنارش بر کرسی مینشینم و در چشمان پراشک و خونش:
- ای بحر موّاج! سالهاست تو در این خانهای و شاهد تمام تلخےها و شیرینےهایش... آنچہ به این خانہ راه مےیابد حتے اگر به ظاهر تلخ، جز رحمت نیسـت و جز شیرینے بر جای نمیگذارد...
|📚| #قرار_مطالعاتی
[🌙] @valasr14
امام حسن علیه السلام:
دخترت را به ازدواج انسان متقی وپرهیزگار درآور، زیرا اگر دخترت را دوست داشته باشد او را اکرام و احترام میکند و اگر نسبت به او بغض داشته باشد به اون ظلم نمیکند.
#حدیث
#ازدواج
✅ @VALASR143
همیشه آیه «وجعلنا» را زمزمه می کرد. یکبار گفتم: آقا ابرام این آیه برای محافظت در مقابل دشمن است، اینجا که دشمن نیست!
ابراهیم نگاه معنی داری کرد و گفت: دشمنی بزرگتر از شیطان هم وجود دارد!؟
سوره یس / آیه ۹
کتاب سلام بر ابراهیم ؛ جلد اول ، ص ۷۴
#ابراهیم_هادی #مسیر_نور #بهار_قرآن
✅ @VALASR14
بسم الله الرحمن الرحیم
🔹اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِي فِيهِ نَصِيبا مِنْ رَحْمَتِكَ الْوَاسِعَةِ،
🔸خدایا برای من در این ماه بهره ای از رحمت گسترده ات قرار ده،
🔹وَ اهْدِنِي فِيهِ لِبَرَاهِينِكَ السَّاطِعَةِ،
🔸و به جانب دلایل درخشانت راهنمایی کن،
🔹وَ خُذْ بِنَاصِيَتِي إِلَى مَرْضَاتِكَ الْجَامِعَةِ،
🔸و به سوی خشنودی فراگیرت متوجه کن،
🔹بِمَحَبَّتِكَ يَا أَمَلَ الْمُشْتَاقِينَ.
🔸به مهرت ای آرزوی مشتاقان.
🌾 دعای روز نهم #ماه_مبارک_رمضان
✅ @VALASR14
⭕️ حاج اَحمد متوسّلیان :
باشد ڪه ما شبانگاهان برسرشان بریزیم
همچون عُقابان تیزپروازی که شب و روز
برایشان معنا ندارد ...
#دیمونا
#سپاه_پاسداران
✅ @VALASR14
💕حضرت فاطمه سلام الله علیها
🍃ما یَصنَعُ الصّائِمُ بِصیامِهِ إذا لَم یَصُن لِسانَهُ وَ سَمعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَه🍃
🌻روزه دار با روزه اش چه می خواهد بکند، وقتی زبان و گوش و چشم و اعضایش را (از گناه) حفظ نکند؟🌹
📚دعائم الاسلام، ج ۱، ص۲۶۸🌿
#حدیث #ماه_مبارک_رمضان #بهار_قرآن
✅ @VALASR14
•[✨📔]•
•|| #معرفی_کتاب:
•|| جانِ شیفتہ
•|| رومن رولان
•|| ترجمہ: محموداعتمادزاده(م.ا.بهآذین)
رمان "جانِ شیفته" ، داستان جانی است که شیفته ی زندگیست. داستان زنی که در عمق جامعه ای سترون از عشق، نطفه ای عاشقانه را می پرود، می بالد و از تمام دردهایی که برای زیستن می کشد بزرگوارانه، لذت می برد. رمان جان شیفته، فرانسه در ابتدای قرن بیستم را به تصویر می کشد و وضعیت اجتماعی این دوران را برای خواننده به وضوح شرح می دهد. شخصیت اصلی رمان جان شیفته، زنی به نام آنت ریوی یر است و رولان در طول داستان، چگونگی بیداری زنان فرانسه را برای مخاطب بازگو می کند. رومن رولان خود می نویسد: «قهرمان اصلی رمان جان شیفته، آنت ریوی یر به گروه پیشتاز آن نسل زنان تعلق دارد که در فرانسه، با پنجه در افکندن با پیش داوری ها و کارشکنی همراهان مرد خویش، راه خود را به سوی یک زندگی مستقل باز کند.»
|🌔| @valasr14
والعصر (موکب هنرمندان)
•[✨📔]• •|| #معرفی_کتاب: •|| جانِ شیفتہ •|| رومن رولان •|| ترجمہ: محموداعتمادزاده(م.ا.بهآذین) رما
بریدهاےازڪتاب:
این ساعتے ڪہ مےگذرد، وقتے ڪہ ببینم زیباسـت، دلم مےخواهد که دیگـر از آن دور نشوم. انسان از اینکه نمےتواند برای همیشہ ثابت بماند آه سر مےدهد. با این همه نباید چنان کرد و تازه نمیتوان هم کرد. انسان در یڪ جا نمیماند، زندگی مےکند، می رود، به پیش رانده می شود. باید پیش رفت. این زیانی به عشق نمیرساند. عشق را انسان خودش میبرد. ولی عشـق هم نباید بخواهد ڪہ ما را وا پس نگہ دارد. ما را در لذت ثابت یڪ اندیشۀ یگانه با خود زندانی کند. یک عشق زیبا می تواند سراسر یک عمر دوام بیاورد اما به تمامی پر نمی کند.
|🌔| @valasr14
والعصر (موکب هنرمندان)
•[✨📔]• •|| #معرفی_کتاب: •|| جانِ شیفتہ •|| رومن رولان •|| ترجمہ: محموداعتمادزاده(م.ا.بهآذین) رما
درنگاه رهبرے:
رهبـر انقلاب در ديدار دستاندرکاران «هفته کتاب» در سال 75:
«قيمت کتاب «جانشيفته» «رومن رولان» به مراتب از اين بيشتر است؛ هم تاريخ است، هم ادبيات است، هم اخلاق است، هم هنر است. اين ڪتاب همہ چيز است. اين ڪتاب را من سالها پيش خواندهام.»
ايشان همچنين در سال ۸۵ و در بازديد از سالن ۷ نمايشگاه کتاب، هنگام بازديد از غرفه ناشر غالب آثار «بهآذين»، خطاب به مسئول غرفه فرمودند: «سلام مرا به آقاي بهآذين برسانيد.»
و ايشان را مترجمي قوي، با آثاري ارزشمند چون جانشيفته دانستند.
|📚| #قرار_مطالعاتی
|🌔| @valasr14