هدایت شده از خیابان انقلاب
🔴سردار سلیمانی با بالگرد به کدام شهر محاصره رفتند و محاصره را شکستند؟!
🔸 یکی از مطالبی که رهبری در نماز جمعه فرمودند و هیچ رسانهای هم به آن نپرداخت ذکر یکی از کارهای بسیار شجاعانه و متهورانه #سردار_سلیمانی بود
🔹رهبری فرمودند چه کسی هست که بتواند با بالگرد وارد شهری که در محاصره ی ۳۶۰ درجه دشمن است بشود ( یعنی محاصره کامل و بدون راه فرار) و با سازماندهی جوانان آن شهر ، محاصره را بشکند؟ این حرف رهبری اشاره به کاری بود که سردار سلیمانی در زمان محاصره شهر «آمرلی» توسط داعش در عراق انجام داد. این شهر در استان صلاح الدین عراق و در 100 کیلومتری مرز ایران قرار دارد.
🔹زمانی که داعش در اوج قدرت بود و هیچکس در سوریه و عراق حریفشان نبود ( چه ارتش های سوریه و عراق و چه سایر گروه های تکفیری قدرتمند مثل جبهه النصره یا همان القاعده و یا جیش الفتح و ...) وقتی داعش به عراق حمله کرد و مثل آب خوردن موصل و تمام شمال عراق را گرفت و به نزدیکی بغداد و کربلا و اربیل رسید و کل عراق در آستانه اشغال و سقوط به دست داعش قرار گرفت، یک شهر به اسم «آمرلی» که ساکنان آن اقلیت ترکمان شیعه عراق هستند در محاصره کامل و ۳۶۰ درجه داعش قرار گرفت
🔸سردار سلیمانی در حالی که شهر در محاصره ی کامل داعش بود ، شبانه و با بالگرد در یک اقدام بسیار خطرناک از بالای سر نیروهای داعش گذشت و وارد شهر شد و به سازماندهی نیروهای مدافع شهر پرداخت و باعث مقاومت شهر و جلوگیری از سقوط و قتل عام فجیع مردم و شیعیان شهر شد
🔹اقدامی که در آن شرایط پر خوف و خطر یک کار عجیب و بسیار متهورانه بود و کمتر کسی جرات انجام این کار را داشت. متاسفانه رسانههای ما در آن زمان نه خطر عظیم داعش را به مردم گوشزد کردند و نه به این اقدام بی باکانه و شگفت آور سردار سلیمانی پرداختند.
📝 #باشگاه_خبرنگاران_جوان
➖➖➖➖➖➖➖
📡 رصد بهترین تحلیلهای روز 👇
http://eitaa.com/joinchat/825098246C346759229f
هدایت شده از علیرضا پناهیان
10.52M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 ترسهایی که باعث بردگی انسانها میشوند!
👈 چطور باید از شر ترسِ از تحقیر و سرزنش دیگران خلاص شد؟
➕ ویژگی خاص مردم آخرالزمان
#تصویری
@Panahian_ir
هدایت شده از شهر پاسخ 🌍
🌴 آیه 5 سوره جمعه 🌴
🕋 كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً
⚡️ترجمه:
مانند الاغى هستند كه كتابهايى حمل مىكند
➖➖🚥➖➖🚥➖➖
🔹 عالمی که به علم و سوادش عمل نمیکند همانند الاغی است که فقط کتاب حمل میکند. دانشمند است ولی به مادرش احترام نمی گذارد
🔹 هرچه باسوادتر میشویم باید اخلاق مدارتر شویم دبستانی ها احترامشان به معلم و پدر و مادرشان و خدا و پیغمبر بیشتر است یا دانشجوها؟
🔔 دو بال اگر یکی کوتاه باشد و یکی بلند پرنده نمیتواند پرواز کند!!
قرآن اول میگوید (یزکیهم) اخلاق و بعد میگوید (یعلمهم) علم آموزی.
@darshainabazqoran
هدایت شده از نهج البلاغه ایها
#در_محضر_قرآن
🔹مَثَلُ اَلَّذِينَ حُمِّلُوا اَلتَّوْرٰاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهٰا كَمَثَلِ اَلْحِمٰارِ يَحْمِلُ أَسْفٰاراً بِئْسَ مَثَلُ اَلْقَوْمِ اَلَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيٰاتِ اَللّٰهِ وَ اَللّٰهُ لاٰ يَهْدِي اَلْقَوْمَ اَلظّٰالِمِينَ.
🔻وصف حال آنان که #علم_تورات بر آنان نهاده شد (و بدان مکلف شدند) ولی آن را حمل نکردند (و خلاف آن عمل نمودند) در مثل به #حماری ماند که بار کتابها بر پشت کشد (و از آن هیچ نفهمد و بهره نبرد)، آری مثل قومی که حالشان این است که آیات خدا را تکذیب کردند بسیار بد است و خدا هرگز ستمکاران را (به راه سعادت) رهبری نخواهد کرد.
📚قرآن کریم، سوره جمعه آیه ۵
پ.ن: اگر #عمل_نكردن_به_تورات، انسان را تا مرز حيوانى همچون #الاغ پايين مىآورد، #عمل_نكردن_به_قرآن كه كتاب برتر است، انسان را چگونه مىسازد؟
【 الّلهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج 】
╔═.🍂🌼.══════╗
🆔 @nahjolbalagheeiha
╚══════.🍂🌼.═╝
هدایت شده از تاریخ و سیره اهل بیت علیهم السلام
📌 معذبین در جهنم
✍ سید بحرانی نقل میکند که عبد الله بن #عمر گفت:
🔰وقتی مرگ پدرم نزدیک شد گاهی از هوش میرفت و دوباره به هوش میآمد.
🔰وقتی به هوش آمد گفت: (پسرم، #علی_بن_ابیطالب را قبل از مرگ بهنزد من برسان)!
🔰گفتم: با #علی بن ابی طالب چکار داری در حالی که #خلافت را بعد از خود بین شش نفر شوری قرار دادی و دیگران را با او شریک نمودی؟
🔰گفت: پسرم، از #پیامبر شنیدم که میگفت: (در آتش #جهنم تابوتی است که دوازده نفر از اصحابم در آن محشور میشوند)، و سپس رو به #ابوبکر نمود و گفت:
🔰(بپرهیز که اوّل ایشان باشی). سپس رو به معاذ کرد و گفت: (مبادا که دوّمی آنان باشی).
🔰سپس رو به من کرد و گفت: (ای عمر، مبادا تو سوّمی باشی)! پسرم، اکنون که بیهوش شده بودم آن تابوت را دیدم که ابوبکر و معاذ در آن بودند و شکی ندارم که سوّمی من هستم.
🔰خدمت امیرالمومنین رفتم، تا او را از این جریان آگاه کنم.
🔰حضرت بر بالین پدرم حاضر شد و پدرم به او گفت:
💠 آیا برای من راه بازگشتی وجود دارد؟
🔰امیرالمومنین علیه السلام فرمود:
💠 بله! به شرط اینکه تمام مهاجرین و انصار را جمع کنی و به ظلمی که در حق ما روا داشتی اعتراف کنی!
🔰عبدالله بن عمر گوید: در این زمان رنگ چهره پدرم تغییر کرد و گفت:
👈 النار یا امیرالمومنین و لا العار؛ آتش را می پذیرم، اما تن به ذلت نمی دهم!!!
📚 مدینة المعاجز، ج۲، ص۹۶.
🆔 @islam_history
♻️ #قضاوت حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام و جلوگیری از دو دفعه قصاص
مردی مرد دیگری را کشت ، برادر مقتول قاتل را نزد عمر برد ، عمر به وی دستور داد قاتل را بکشد ، برادر مقتول قاتل را به قدری زد که یقین کرد او را کشته است.
اولیای قاتل ، او را برداشته به خانه بردند و چون رمقی در بدن داشت به معالجه اش پرداختند و پس از مدتی حالش خوب شد.
برادر مقتول چون قاتل را دید دوباره او را گرفت و گفت : تو قاتل برادر من هستی باید تو را بکشم ، مرد فریاد برآورد تو یک بار مرا کشته ای و حقی بر من نداری.
مجددا نزاع را به نزد عمر بردند ، عمر دستور داد قاتل را بکشند ، ولی نزاع ادامه یافت تا اینک به نزد حضرت علی (ع) رفته و از او داوری خواستند.
#علی (ع) به قاتل فرمود : شتاب مکن ، و خود آن حضرت به نزد عمر رفت و به وی فرمود : حکمی که درباره آنان گفته ای صحیح نیست.
عمر گفت : پس حکمشان چیست؟
علی (ع) فرمودند : ابتدا قاتل ، شکنجه هایی را که برادر مقتول بر او وارد ساخته از او قصاص می گیرد و آنگاه برادر مقتول می تواند او را بکشد.
برادر مقتول با خود فکری کرد که در این صورت جانش در معرض خطر است پس از کشتن او صرفنظر کرد.(۱)
و همین خبر را این شهر آشوب در مناقب با اندک اختلافی نقل کرده و در آخر آن می گوید : عمر دست به دعا برداشت و گفت :
🎀 سپاس خدای را ، یا ابالحسن ! #شما_خاندان_رحمتید !
و آنگاه گفت :
💞 #اگر_علی_نبود ، #عمر_هلاک_می_شد .
📚 (۱) منابع ؛
📗 فروع کافی - ج ۷ - ص ۳۶۰
📘 مناقب - سروی - ج ۱ - ص ۴۹۷
📕 تهذیب - ج ۱۰ - ص ۲۷۸ - حدیث ۱
📔 من لایحضر ج ۴ - ص ۱۲۸ - حدیث ۱۴
💖 اللهم صل علی امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب علیه السلام 💖
@Valayat61
✅ عاقبت بخیری اجباری
📌هر کس هر روز سوره #یس بخواند و ثواب آن را به حضرت زهرا (س) هدیه کند .
📌و همچنین #دعای_عهد و ثواب آن را به مادر امام زمان ارواحنا فداه هدیه کند
📌سوره #واقعه هم خوانده و ثوابش را به امیرالمؤمنین (؏) هدیه کند .
📍چه بخواهد و چه نخواهد عاقبت بخیر می شود نخواهد هم به زور می شود!
📚حضرت آیت الله #بهجت(ره)
Rafiee.MP3
2.33M
🎙 اطاعت از همسر
🍃زندگی حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها
#فاطمیه
هدایت شده از فروشگاه ارزانی لبخند
روایتی از حاجی بشقابی در قزوین
✅ این روایتی از یک رانندۀ شریف و زحمتکش تاکسی، مرحوم علی اکبر شیرین کار معروف به حاجی بشقابی است.
✅در بین تمام رانندگان تاکسی در قزوین، راننده ای در سطح شهر فعالیت می کرد که بیشتر شهروندان او را می شناختند. این رانندۀ خوش اخلاق و پرتلاش، مرحوم علی اکبر شیرین کار بود که در بین شهروندان به حاجی بشقابی شهرت یافته بود.
✅او سال های زیادی از عمر خود را برای خدمت به شهروندان قزوینی و کسب روزی حلال سپری کرد.
وی علاوه بر این که در برخورد خوش با مردم و رعایت انصاف در دریافت کرایه زبانزد شهروندان بود، برای این که دستش به دست نامحرم نخورد، در هنگام دریافت کرایه از خانم ها، بشقابی را به سمت آن ها می گرفت تا مبلغ کرایه را در بشقاب قرار دهند.
✅این کار موجب شد تا وی در میان شهروندان قزوینی به حاجی بشقابی معروف شود. مردی که در شغل خود، همواره خدا و رضایت او را در نظر می گرفت و با یک اقدام ساده اما تأثیرگذار، نام و یاد خود را در جامعه ماندگار کرد.
✅امروزه اصطلاح آتش به اختیار به عنوان کسی که اقدامات فرهنگی خودجوش انجام می دهد بر سر زبانهاست. مرحوم شیرین کار را باید یک آتش به اختیار واقعی دانست که ثابت کرد با یک حرکت ساده نیز می توان در جامعه اثرگذار بود. کاری که نهادهای گوناگونی با صرف بودجۀ فراوان و برگزاری همایش ها و کنگره های پر سر و صدا اما کم تأثیر، از انجام آن عاجز و ناتوانند.
✅مرحوم شیرین کار در سال 1393 به دلیل ضایعه مغزی حدود سه ماه در وضعیت کما در بیمارستان بستری بود، تا این که سرانجام در هشتم تیر 1393 در 76 سالگی به دیدار معبود که همواره جلب رضایتش را مد نظر داشت شتافت. خدایش رحمت کند. یاد و نامش گرامی باد.
خاطره از مرحوم شیرین کار
✅یکی از اهالی قزوین می گوید: «در حدود سی سال قبل، زمانی که کرایۀ تاکسی هر نفری ۱۵ تومان بود، همسرم به اتفاق پسر و دختر کوچکم در سبزه میدان در هوای بارانی منتظر تاکسی بوده اند، اولین تاکسی که می آید همسرم می گوید : 50 تومان پادگان؟
و راننده تاکسی همسر و فرزندانم را سوار می کند و هنگام پیاده شدن ، همسرم اسکناس ۱۰۰تومانی میدهد تا ۵۰ تومان پس بگیرد لیکن راننده ۸۵ تومان برمیگرداند!
✅همسرم میگوید حاج آقا من خودم گفتم ۵۰ تومان!
راننده شریف اظهار میدارد: دخترم ، تو با ۲ تا بچه بغلت به ناچار گفتی ۵۰ تومان ولی من وجدانم کجا رفته؟ و اضافه کرایه را نمی پذیرد.
✅بشقابی که حاجی کرایه اش را با آن می گرفت، یک بشقاب سادۀ ملامین بود. روزی دوستی به او میگوید: حاجی، حداقل بشقابت رو عوض کن.
پاسخ می شنود: مهم عمل ماست ، نه شکل و شمایل بشقاب!
✅حاجی بشقابی با این حرکت به ظاهر کوچک، درس بزرگی به جامعه داد. او با زبان بی زبانی و بدون کوچکترین ادعایی این نکته را ثابت کرد که با یک بشقاب ساده و ارزان قیمت هم می توان یک کار بزرگ فرهنگی کرد.
@basirat4545