چشمهایت شبیه سیارهای بود به نام کِراثا؛ سیارهای دورافتاده با اقیانوسهایی به رنگ قهوهای سوخته که
«مروارید»
.
.
.
به قول پدر روحانی مردها و زنها مثل سرباز می مانند. خدا آنها را فرستاده تا از قصر دنیا مواظبت کنند ، برای همین هم هرکس باید سر پستش بماند و این طرف و آن طرف ندود، وگرنه قصر از طرف مهاجمان جهنم به خطر می افتد.
دیالوگ چشمان شما:>
چون خوشحال و ذوقزده بودند گمان میکردند که همه در شادی شان سهیم اند.