و از یهجایی به بعد ایمان میارم با حرف زدن میتونم خیلی از مسائل زندگیم و حل کنم.
اونی که بهت میگه 'معذرت میخوام' درحالی که تو میدونی این و به همه و سر هر چیزی نمیگه >>>
Dissartor
روز چهارم: معرفی کتابام به دوستام^^(اونا خوششون اومد و من باهاشون کتاب عوض کردم تا کتابای همدیگرو بخ
روز پنجم:
ریاضی 🛐✨>
داوطلب رفتن برای ادبیات و جواب دادن به سوال:))
حرف زدن با دوستام حین خوراکی خوردن✨🫐
تعریف کردن آخر هفته با بغل دستیم:>>>>
گوش دادن به داستانی که آبجیم نوشته بود تو اون دفترچه کوچولوی دست سازش🕯🎗
راه رفتن درحالی که کتاب رو سرم بود(آبجیم مجبورم کرده بود که این کار رو انجام بدم)
روتین پوستی💆🏼♀✨
حموم رفتن🛁🧼
بافتن گوگلی موهام🎀👩🏻
پینترست دیدن با ابجیم♡○•°★>>
بستن موهای ابجیم👧🏻🥺✨
درس و بغل کردن خرس بنفشم💟🥲
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ممکنه مدت طولانیای بگذره، ولی خاطرههامون همیشه توی یادم میمونه.