شاید باید تمام احساساتش را روی بوم رو به رویش خالی میکرد.
شاید قصد داشت فرشته زندگیاش را به تصویر بکشد.
شاید قصد داشت صدای مغزش را خالی کند یا شاید میخواست راهی برای نفس کشیدن بیابد.
https://eitaa.com/love_your_eyes/4963
امیدوارم کسی رو تو زندگیت داشته باشی که از این عکس های زیبا بگیره ازت😭
Dissartor
روز هشتم: قدم زدن تو خیابون های خیس 🌤💧 بوی خاک بارون خورده🌱 تماشای ابرا تو چاله های آب☁️✨ زنگ هنر>>
روز نهم:
بارون🌧
بغل کردن مامانم🫂
تعریف مامانم و بابام از من🤏🏼🥺
تماشای ابرا ☁️✨
خوردن خوراکی تو هوای سرد ماشین🍫
تماشای غروب خورشید🌥✨
کلی عکس گرفتن از ابرا و خورشید🌤
خوابیدن تو ماشین درحالی که قطرات بارون به صورتم میخورد🛐💧
چت با دوستام>>
رفتن خونه جدید اتنااینا🛋
بازی کردن با اتنا🛐>
دیدن فیلم ترسناک و خندیدن👻>>
گیتار زدن>>
آهنگ گوش دادن🎧✨
معما بازی>>
تماشای آسمون و ماه و ستاره ها و صحبت کردن با هم دیگه★☽︎˚⋆☆
بیدار موندن تا الان و آرزو کردن ~
مسخره بازی درآوردن و جر خوردن از خنده و آهنگ خوندن با گیتار ✨🥺
شیر کاکائو خوردن🧋