مهم نیست چی باشه، ولی کنار دوستام به همه مشکلاتم میخندم و میتونم بگم کنار هیچکس انقدر از تهدل نمیخندم.
پایین آمد و سعی کرد مدتطولانی به او نگاه نکند، انگار که او خورشید بود، اما هنوز هم او را میدید، درست مانند خورشید، حتی بدون نگاه کردن.
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاید تو چیزیرو ندونی، ولی من هنوز هرکاری میکنم تا بهم نگاه کنی و لبخند بزنی.
Dissartor
روز یاز دهم: بارون و قدم زدن تو بارون🌩💧 گذاشتن دست مامانم تو جیب کاپشنم و خندیدن✨☁️ علوم و ازمایش🎈🪄
روز دوازدهم:
حرف زدن با دوستام و خل و چل بازی و خندیدن و خوراکی خوردن 🛐✨
امتحان آسون فارسی✔️
ریاضی🛐
تعریف کردن روزم به مامانم:>>
عصرونه مورد علاقم🍰
نهار خوشمزه🍲
روتین پوستی و حموم رفتن🛁🧴🧺༘ °
کتاب خوندن📕📎
درس و تکلیف زیاد.....
نوشتن برنامه فردا🔖📝