eitaa logo
Dissartor
326 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
801 ویدیو
14 فایل
ما در اصل از ستاره‌ها اومدیم، چون تمام انرژی‌ای که بدن ما داره از ستاره‌هاست، پس وقتی که به خیلی قبل‌تر برگردیم، می‌بینیم که در اصل هممون از یه‌جا اومدیم. ✮ ⋆°•★ 。𖦹 ⋆。°✩ گوش جان می‌سپارم ♡! https://harfeto.timefriend.net/16966946485528
مشاهده در ایتا
دانلود
بافتن را از یک فامیل خیلی دور یاد گرفتم که نه اسمش خاطرم است نه قیافه اش، اما حرفش هیچ‌وقت از یادم نمی رود، می گفت: زندگی مثل یک کلاف کامواست، از دستت که در برود می شود کلاف سردر گم، گره می خورد، می پیچد به هم، گره گره می شود، بعد باید صبوری کنی، گره را به وقتش با حوصله وا کنی، زیاد که کلنجار بروی، گره بزرگتر می شود، کورتر می شود، یک جایی دیگر کاری نمی شود کرد، باید سر و ته کلاف را برید، یک گره ی ظریف کوچک زد، بعد آن گره را توی بافتنی یک جوری قایم کرد، محو کرد، یک جوری که معلوم نشود، یادت باشد، گره های توی کلاف همان دلخوری های کوچک و بزرگند، همان کینه های چند ساله، باید یک جایی تمامش کرد، سر و تهش را برید،
زندگی به بندی بند است به نام “حرمت “ که اگر آن بند پاره شود کار زندگی تمام است… “بانو سیمین بهبهانی”
Dissartor
شما " مداد رنگی کوچولو " نیستید نمی‌شود برایتان مرد 🖍 :) !
شما " خرس بنفش من " نیستید نمی‌شود برایتان مرد 🐻💜 :) !
¹⁰☆¹⁰
هدایت شده از ⭑.𝟕𝟕𝟕.⭑
من یه(booktrovert) یا بوکترورتم:))) حالا یعنی چی؟ بوکترورت به کسی میگن که هم عاشق کتابه هم درون‌گراست و به خوندن کتاب و ادبیات کلاسیک علاقه داره...[[[[: این دقیقا خوده منِ3> ₊˚📷⊹⋆📖。˚.☕𐙚📜⭒๋࣭ 🎧⭑ꨄ︎
دانه ی درختی را در دل خاک در جنگلی بزرگ میگذارند،به مرور زمان آن درخت جوانه میزند. درخت بزرگ میشود و یک درخت واقعی میشود که خیلی بزرگ است بزرگ تر از درختان دیگر خیلی بزرگ تر و پر از برگ های سبز. درخت که خود را بزرگتر از بقیه میدید به درختان دیگر میگفت: "من خیلی بزرگتر از شما هستم. بلند،بزرگ و پر برگ، پس باید به من احترام بگذارید" درخت که غرور به جانش افتاده بود مدام این حرف را میزد و پز برگ هایش‌،قد بلندش و بزرگی اش را به درختان دیگر میداد. برگ های درخت که از این کار او خسته شده بودنند تصمیمی گرفتند،آنها تصمیم گرفتند که با آمدن فصل پاییز همه ی آنها تک تک بریزند. کم کم فصل پاییز آمد،برگ ها تک به تک بر روی زمین میریختند تا اینکه دیگر هیچ برگی بر روی شاخه های درخت باقی نماند! درخت که بسیار اندوهگین شده بود با خود گفت: "من برگ هایم را از دست دادم ولی هنوز قدی بلند و ساقه ای بزرگ دارم" حالا درخت با قد بلند و ساقه ی بزرگ خود به بقیه ی درختان پز میداد. مدتی طول نکشید این کار درخت.. چون با آمدن فصل زمستان مردی سراغش آمد و آن را از ساقه ی کلفتش قطع کرد. حالا درخت دیگر روی زمین نبود. خداوند همه ی موجودات را با تفاوت ظاهری بسیاری آفریده است ولی هیچ کدام را از آن یکی برتر نیافریده است. بیاید ما هم مانند درخت پز داشته هایمان را به بقیه ندهیم چون تمام ما در آخر نابود میشویم پس از زندگی لذت ببرید حسرت نداشته هایتان را نخورید و پز داشته هایتان را ندهید. 🌳🪵🌿