از پنجره ؛ بوی سوختگی میآمد.
انگار همین حوالی ، کسی تمام گذشته اش را آتش زده جنگلی را سوزانده تا درختی را فراموش کند.!
ترجیح میدم همیشه آدم بده داستان باشم
اما همون چیزی روی زبونم باشه که تو دلمم هست
آدم بده ی، دل و زبون یکی بودن،
خیلی باارزش تر از آدم خوبه ی دورو بودنه:)