_اوضاع هیچوقت خوب نبوده
و قرار هم نیست بهتر شود
جالب اینجاست که
هراسهایی که در کودکی سراسیمهات میکرد همچنان با توست
در راههای مختلف
با چهره های گوناگون
تو را میخوانند
با همان صدا
همان شکایتها
همان نفرتها
همان خواستههای بیرحمانه:
چه آسان
این چهرهها خشمگین میشوند
بر سر کوچکترین چیزها
و چه عبوس وچه درهم میشوند
این چهرهها
انگار پدرت
یا دشمن درین آمده باشد با چهرهای دیگر
این بار بیشتر از پیش انتقامجو.
آیا باید به گور رفت از دست این چهرههای همیشه انتقامجو
تا وقتی کسی دوستت دارد، مهم نیست کی هستی یا چه شکلی هستی.
-کتاب صد سال تنهایی
’’اثر گابریل گارسیا مارکز’’
اگر وقتی باید صحبت کنی ساکت باشی، پس هدف از داشتن صدا چیست؟
-کتاب در زمین ما خیلی کوتاه پرزرقوبرق هستیم
“اثر اوشن وآنگ“
بهترین کار برای یافتن، نگاهکردن است. وقتی نگاه میکنید، بههرحال چیزی مییابید، حتی اگر چیزی نباشد که به دنبالش بودید.
-کتاب پیرمرد و دریا
“اثر ارنست همینگوی“