با گذشتِ زمان فهمیدم که هر شخصی داستانی داره ؛ و برای هرکس ، داستان خودش مهمترین داستانِ دنیاست .
تو برای کسانی که روحیهات را درک نمیکنند، برای این جهانِ بیرون که تو را کوچک می شمارد، زندگی نمیکنی؛ بلکه برای کسی که پیوسته در فکر توست و در همه چیز مانند تو و همراه تو احساس میکند، زندگی را ادامه میدهی.
—روژه مارتن دو گار
آدم فضایی تو اتاقش نشسته بود و کتاب ترسناک میخوند .
اونقدر از کتابی که میخوند ترسیدِ بود که رنگش سبز ِ کبود شده بود .
نفس عمیقی کشید.
کتاب رو گذاش روی میز کنارش ، پتو رو تا روی سرش بالا کشید و همونطور که از ترس میلرزید ، سعی کرد به خودش دلداری بده .
آدم فضایی همش با صدای لرزون تکرار میکرد :
نه ، انسان ها واقعیت ندارند
Dissartor
اتریاژ - attriage - حالت از دست رفتن کامل کنترل احساساتتان بر کسی. - زبان لاتین
ویکریوس - vicarous
- کنجکاوی برای دانستن آنکه اگر شخص دیگری جای شما بود چه میکرد.
- زبان انگلیسی