آدم در گذر زمان داغی که به دلش نشسته رو فراموش نمیکنه؛ باهاشم کنار نمیاد؛ فکر و دلتنگیشم کمتر نمیشه؛ فقط دیگه روش نمیشه ازش حرفی بزنه...
یکی از عجیب ترین حسا اونجاییه که پیش خودت میگی "چقد دلم واسه این لحظه تنگ میشه" در حالی که هنوز تموم نشده..
گاهی اوقات مثل امشب با ماه صحبت میکنم ، به او میگویم چقدر خوشانس است که هرشب روی تو را میبیند و از او خواهش میکنم تا به تو بگوید من به اندازه سیاهی شب دوستت دارم