چه تنهایی عجیبی ، پدر خیال میکرد آدم وقتی در حجره خود تنها باشد تنهاست نمیدانست که تنهایی را فقط در شلوغی میشود حس کرد .
گفتم: چشمم گفت: به راهش میدار
گفتم: جگرم گفت: پر آهش میدار
گفتم که: دلم گفت: چه داری در دل
گفتم: غم تو گفت: نگاهش میدار .
گاهی غم اونقدر بزرگه که فقط به شکل سکوت درمیاد ؛ هیچ اشکی نمیریزی ، هیچ حرفی نمیزنی ، فقط میمونی در یه اتاق ِبیصدا با حسی که نه میشه تعریفش کرد نه فرار ازش .
طوری ....
دوستت میدارم
که هر شبانه روز
بی آنکه ببینمت
بی آنکه ببوسمت
بی آنکه لمست کنم
بودنیترین بودنیِ شخصِ جهانم شدهای...
و شب، کاش با تو مهربان باشد؛
با تو که در تنهایی اشک میریزی
و خودت به خودت میگویی:
«طاقت بیاور، عزیزِ من.
میتونم امشبو بی مقدمه ترین و خوشحال کننده ترین اتفاق زندگیم نام گذاری کنم...
مرسی که پیام دادی..♡
#مخاطبدار
بابتش دیگه اونقدر ناراحت نیستم ، میدونم اتفاقی بود که باید میوفتاد ، میدونم اون غم برام لازم بود ، میدونم باید بزرگ میشدم ، همین .