دور هم جمع میشید پشت سر من حرف نزنین،
چون من تصمیم بگیرم حرف بزنم دیگه دورهم جمع نمیشید..
- میپرسه حالت چطوره ؟! میگم خاکستری ؛ فقط بعضی وقتها تیرهتر میشه و گاهی اوقات روشنتر ، من نه اونقدر حالم بده که از ادامه دادن دست بکشم نه اونقدر دلم خوشه که به آینه لبخند بزنم ، نمیدونم ، شاید معنای زندگی همینه ...
جدی من نباید به هیچ آدمی وابسته بشم؛
کوچکترین بی توجهی میتونه نابود و افسرده ام کنه..
اگر قادر نیستیم مثل بقیهٔ افراد زندگی کنیم؛حداقل بکوشیم که مثل حیوانات زندگی نکنیم.