در خواب ناز بودم شبی
دیدم کسی در میزند
در را گشودم روی او
دیدم غم است در میزند
ای دوستان بی وفا
از غم بیاموزید وفا
غم با همه بیگانگی
هرشب به من سر میزند . .
نمی دونم دیگه چی بگم
ولی خداحافظی با تو
مثلِ این بود که سینه ام را بشکافن
و قبلم رو از توش بیرون بکشن..
شده تقدیر کسی باشی و قسمت نشود؟
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده در اوج جوانی با همین ظاهر شاد
تا گلو پیر کسی باشی و قسمت نشود؟
بیحیایی ؛ مدنیست!
دود ؛ تفریحنیست!
زندگیباسگ ؛ کلاسنیست!
رابطه بانامحرم ؛ روشنفکرینیست!
ودرکل؛
بیفرهنگی ؛ فرهنگنیست!
وخوردنِحقدیگران ؛ زرنگینیست!!!!!
یک چیز را می دانی؟!
: آینده تنها یک خیال است!
تنها ساعت ِ طلایی ِ زیستن
" لحظه ی حال " است.
{همین حالا}