آخرش همینه ، با یکی آشنا میشی و میفهمی اگه یه تریلی هیجده چرخ از روت رد می شد انقد داغون نمی شدی که این آشنایی داغونت کرد .
ول کن بقیه رو ، ببین اون شبی ک حالت بد بود کی باهات تا صبح بیدار موند و نرفت بخوابه .
واضح است که دوستت دارم وگرنه در این سرزمین مغموم و خسته چگونه میتوانستم دوام بیاورم؟