من از خودم بابت اینکه هنوز میتونه بعد تموم این اتفاقها امیدوار بشه، هنوز میتونه تلاش کنه و برای تکتک چیزهایی که دوستشون داره بجنگه، واقعاً ممنونم.
خستهام از قولهایی که داده میشن ولی جدی گرفته نمیشن، از فرصتهایی که تا چشم باز میکنی رد شدن، از آدمهایی که میگن بعدا و اون بعدا هیچ وقت نمیاد، از روزهایی که میخوای یه تغییری بیفته یه تکونی، یه نشونهای، ولی فقط سکوت کش میاد.
در سنی که باید از جوانی لذت ببریم،
از غم پنهان وجودمان تا مغز استخوان سوختیم...