من برات از حس دوستداشته شدن میگم، تو برام از خستهکننده بودن احساسات میگی. من برات از چای و رنگ و عطرش میگم، تو برام از فرانسوی بودن لیوانش میگی. من برات از لذت بوسیدهشدن توی یک روز سرد برفی میگم، تو برام از سرماخوردگی بعدش میگی. من برات از پریدن توی چالههای آب میگم، تو میگی که کفشات کثیف میشه
من از رنگارنگ بودن زندگی برات میگم، تو برام از سیاهسفید بودن مرگ میگی.
برای فهمیدن من، زیادی باهام فرق میکنی.
هدایت شده از پریکوچکغمگین
این پیام رو بهعلاوه یک پست موردعلاقه فوروارد کنید چنلفاخرتون تا من هم متقابلا همین کار رو کنم ✉️
هدایت شده از وهم دیگه سبز نیست
آرام پای بگذار، که در هر خیابان دوستی،عزیزی دفن شده است.