میگفتن که عشق چون سمی کشنده، در جامی پرازشُربِ گورارا مینشیند درجان..
طعم ان شیرین، چون قند عسل
زخم ان خونین چون خون جگر
میروند مردم دراین راه درد
با لب ِ پرخنده وچشمان تر
عشق در ایام نو گویی دروغ بیش نیست
حیله ای است از روی شیطان بر تن بی جان تو