میگفت از درمونده بودن دربیاد
از اون حس که با خودت فکر میکنی تو قفسی در بیا
و این رهایی نیاز به سکوت داره
نیاز داره ببینی حرکت و اومد و رفت آدم های بیرون از قفسه و زندگی های متفاوته
حرکت دنیا و جریان داشتن زندگی و اتفاقات بین هزاراان آدمو حس کن
اون وقته که بعد از این سکوت،گوش هات زندگی رو میشنوه و چشم هات کلیدی که تمام مدت دست خودت بوده رو میبینه
بعد میفهمی که همیشه تنها راه نجات از درموندگی خودای و خلوت با خودت
خدایا خلاصه اش کنم قربونت برم
ما رو حروم نکن. حروم مسیرهای اشتباه، موقعیتهای اشتباه، فکرهای اشتباه، گزارههای اشتباه، آدمهای اشتباه.
تو روانشناسي اصطلاحي هست به اسم دوسوگرايي اين دقيقا براي زمانيه که در حد تنفر از كسي ناراحتي ولي چون دوسش داري تحمل ميكني و ميپذيري
بقول شاعر که میگفت :
ز بس خندیدم و پنهان نمودم راز خود را؛
کسی باور ندارد در دلم ، دریای درد است :)
.
من تنهایی گریه کردم، تنهایی تلاش کردم، تنهایی به زخمهام مرهم زدم، تنهایی برای زندگیم جنگیدم، تو اون شبهایی که صبح نمیشدن من تنهایی منتظر طلوع خورشید موندم، تنهایی شکست خوردم و دوباره قوی از جام پاشدم، میدونی چی میگم؟ گاهی مستقل بودن فقط مادی نیست، اونی که از نظر روحی مستقل، قویتره.