eitaa logo
دانلود
زمانی ازدست‌دادن برای من فاجعه بود ، بعدها آن قدر از‌دست‌داده‌بودم که به مرور یاد گرفتم دیگر چیزی برای از‌دست‌دادن‌ندارم ..
و چرا آدم‌ها در یاد ِمن زندگی می‌کنند ، و من در یاد ِهیچکس نیستم ‌‌.. - عباس‌معروفی
زمان هیچ‌گاه دردی را درمان نکرده. این ما هستیم که به مرور به درد‌ها عادت می‌کنیم.
آنچنان شجاع و ساکتی که فراموشم شد ، رنج می‌کشی ..
و گاهی اوقات احساساتم را برای خودم نگه‌ داشتم ، چون هیچ زبانی برای بیانشان پیدا نکردم ..
«وقتی فهمیدم بزرگ شدم که درد آن اتفاق استخوان سینه‌ام را داشت میشکست اما من سکوت کردم و فقط دور شدم.»
«سوال هایی که هیچ‌وقت جوابی برایشان پیدا نکردم بیشتر از هر چیزی عذابم می‌دهند.»
«دلم می‌خواست می‌توانستم بنویسم که دل شکستگی چه رنجی دارد اما هیچ‌وقت هیچ کلمه‌ای برای نوشتن از این رنج پیدا نکردم.»
«از پوشاندنِ زخم‌ها و پنهان کردنِ رنج‌های درونش خسته می‌شد و نمی‌دانست با این زخم‌ها، رنج‌ها و این خستگیِ آزار دهنده چه باید بکند.»
و در نهایت انسان‌ها همان‌‌کاری را با تو می‌کنند ؛ که تو هرگز دلت نیامد انجامش بدهی ..
تو محکم بودی ؛ برای همین هم کسی نمی‌دانست ، چه‌اندازه غمگینی ..
من در اندوهی سیاه غرق شده ام که مربوط است به همه چیز و هیچ چیز، می گذرد و باز آغاز می شود.