eitaa logo
دانلود
«دلم می‌خواست می‌توانستم بنویسم که دل شکستگی چه رنجی دارد اما هیچ‌وقت هیچ کلمه‌ای برای نوشتن از این رنج پیدا نکردم.»
«از پوشاندنِ زخم‌ها و پنهان کردنِ رنج‌های درونش خسته می‌شد و نمی‌دانست با این زخم‌ها، رنج‌ها و این خستگیِ آزار دهنده چه باید بکند.»
و در نهایت انسان‌ها همان‌‌کاری را با تو می‌کنند ؛ که تو هرگز دلت نیامد انجامش بدهی ..
تو محکم بودی ؛ برای همین هم کسی نمی‌دانست ، چه‌اندازه غمگینی ..
من در اندوهی سیاه غرق شده ام که مربوط است به همه چیز و هیچ چیز، می گذرد و باز آغاز می شود.
اشک‌های ناگهانی و چشم‌های غمگینت، نتیجه‌ی تمام روزهایی است که سکوت کردی و گفتی چیزی نیست.
این روزها انقدر فریادهایم را درون خود ریخته‌ام که اگر به چشمانم زل بزنی، کَر می‌شوی؛
اگر انسانی بتواند در برابر ِدوست‌داشته‌نشدن دوام بیاورد ، تقریبا هیچ‌چیزی در جهان نمی‌تواند او بهم بریزد ..
از خودم ممنونم ؛ برای همه‌ی بدی‌هایی که دیدم ، اما در پاسخ مانند خودشان رفتار نکردم ..
آدمای دورمو بیخیال ، من خودمم دارم از دست میدم ..
آدم همیشه به یکی احتیاج داره تا باهاش در مورد همه چیز همونجوری حرف بزنه که با خودش حرف میزنه.