یه اصطلاحی هست بهنامِ ambivalence؛
مثل وقتایی که یه آدم بهت آسیب میزنه ولی هرکاری میکنی نمیتونی ترکش کنی!
و حداقل یبار تو زندگیِ هممون، این موضوع طنابِ دار شده و پیچیده دورِ گردنمون :)))
هر موقع یه حس غیرمثبتی رو نسبت به کسی داشتم، یه چیزی از خودش بهم نشون داد که حسم درست در اومد، برای همین به حسم بیشتر اعتماد دارم تا آدمها.
کسی که شکست میخوره و دوباره از اول شروع میکنه خیلی قوی تر از اونیه که تا حالا شکست نخورده.
یه عادت بدی دارم اونم اینه که وقتی از یکی ناراحت میشم بهش نمیگم. بهش نمیگم، بهش نمیگم و این ناراحتیم جمع میشه تا یهو منفجر میشم و واسه همیشه میذارمش کنار.