این سالِ نو، هرچه هم که نوید
شکوفه بدهد، باز گوشهای از
دل آدم خالی است؛ انگار جای
گامهایی که روزی در میدانها
طنین میانداختند، حالا
خاموش مانده باشد.چگونه
بی تو سال را تحویل کنیم؟
مگر می شود؟ما یک عمر عادت
کرده ایم پس از تحویل سال
پای فرمایشات شما بنشینیم
پدر آسمانی مافرزندانت را
فراموش نکن ما مثل همیشه
محتاج دعای تو هستیم
پدر شهید ما؛ما یتیم شده ها
را از یاد نبرنبودتان همیشه مثل
بغضی آرام در گوشه سینه است...
وقتی تقویم ورق میخورد،
وقتی لحظه تحویل سال میرسد،
آدم بیاختیار به آسمان نگاه
میکند؛ جایی که نامتان آرام
گرفته. انگار آن بالا برای ما
دعا میکنند و ما این پایین
هر لحظه بیشتر میفهمیم
که نبودتان چقدر سنگین است..
شمایی که هر حرفتان چراغی بود،
هر نگاهتان قوت قلب. نبودتان
مثل خاموشی فانوسیست در
دل شب.نه اینکه راه را گم کنیم نه!
اما دل تنگ میشود برای آن نور
پنهانی نگاهتان که همیشه همراه
آدم بود..
بااین حال سال جدید آمیختهای
از غم و امید است؛ غم نبود
عزیزانی که رفتند، و امید به
اینکه یادشان از ما آدمهای
بهتری بسازد.شاید معنای سال
نو همین باشدادامه دادن راه
کسانی که دیگر نیستند، اما
حضورشان هنوز مثل تپش
آرامی در جان ما زنده است.
و شاید همین کافی باشد تا
در دل این سال تازه، چراغی
روشن کنیم؛ به احترام آنها،
و به احترام فردایی که هنوز
میتواند زیبا باشد.
در فراق پدر شهیدم..