طُ ب قلب ویرانه من چه کردی؟؟
ببین عشق دیوانه من چه کردی!!
در ابریشم عادت آسوده بودم
طُ با بال پروانه من چه کردی؟؟
ننوشیده از جام چشم تو مستم
خمار است ، میخانه من چه کردی؟؟
مگر لایق تکیه دادن نبودم؟؟
طُ با حسرت شانه ی من چه کردی؟؟
مرا خسته کردی ک خود خسته رفتی
سفر کرده ، باخانه ی من چه کردی؟؟
جهان من از گریه ات خیس باران
تو با سقف کاشانه ی من چه کردی؟؟
میگفتم: "هیچوقتِ هیچوقتِ هیچوقت ، هیچ آدمی برای من اون آدمی نبود که من برای آدمای زندگیم بودم.."
#راوی_خاطرات_گمشده