در سالهای بعد پی بردم که،
بسیار اندکاند آن چیزهایی که بتوانند؛
جایگزین شرف از دست رفته و اخلاق آسیبدیده شوند.
میدونین بزرگترین اشتباهتون چیه؟ لحظههای خوش رو سرسری رد میکنین ولی لحظههای غمگین رو با تمام وجود زندگی میکنین.
یکی از مهمترین درسهایی که توی زندگی گرفتم این بوده که همه چیز دورهای داره، هیچ چیزی، هیچ آدمی، هیچ شرایطی تا همیشه اونطوری که هست نمیمونه، یا تموم میشه یا شکلش عوض میشه.
این رو همیشه یادت باشه خودش باید ارزشت رو بدونه، نه اینکه تو بدویی، بجنگی، حرص بخوری که بهش جایگاهت رو ثابت کنی، باید یاد بگیری یه پایان تلخ بهتر از هر بار شکستن غرور و قلبته، باید یاد بگیری ترس از تنهایی احمقانهترین دلیل باقی موندن تو یه رابطه پوچ و بیهوهاس.
#راوی_خاطرات_گمشده
آدمیزاد میتواند بلند بخندد، به ظاهرش برسد، هزاران برنامه برای آیندهاش بنویسد، لباسهای زیبا بخرد، از روزهای بهتر سخن بگوید و با همهی اینها دلش خون باشد.
یه وقتهایی خستهای خیلی زیاد، احساس میکنی داری غرق میشی، انگیزهای نداری، نه بخاطر حجم کارهایی که انجام دادی بلکه بخاطر حجم افکاری که توی سرت داری و بیرون اومدن از این حالت یکی از سختترین کارهای ممکنه.
یه سری آدمها نه طرز نگهداری بلدن، نه طرز خداحافظی رو، فقط شروع کننده خوبی هستن.
غصهها مثل کوه شدن، سنگین و بیرحم. هر بار که تلاش میکنیم از زیر بارشون بیرون بیایم، بیشتر ما رو در خودشون غرق میکنن. گاهی احساس میکنیم که هیچ راهی برای فرار نیست و فقط باید با تنهاییمون بسازیم.
من تنهایی گریه کردم، تنهایی تلاش کردم، تنهایی به زخمهام مرهم زدم، تنهایی برای زندگیم جنگیدم، تو اون شبهایی که صبح نمیشدن من تنهایی منتظر طلوع خورشید موندم، تنهایی شکست خوردم و دوباره قوی از جام پاشدم، میدونی چی میگم؟ گاهی مستقل بودن فقط مادی نیست، اونی که از نظر روحی مستقل، قویتره.