eitaa logo
دانلود
هدایت شده از - پناهگاه‌ِ پناه ؛
بدترين درد وقتيه كه لبخند ميزنى تا جلوى ريختن اشكات رو بگيرى : )
من از مردم متنفر نیستم ، فقط حسِ بهتری دارم وقتی آدم‌هایی که درکی از من ندارند دور و برم نیستند ..
آنها خوشبختند ، آزادند. ولی ما چه هستیم؟ یک مشت سایه ‌های سرگردان با افکار شوریده در هم می‌لولیم.
اگر دلتنگی‌‌ام را گریه کنم کور خواهم‌ شد.
کاش اونقدری که وانمود می‌کنم بیخیالم ، بیخیال بودم ..
شبای تاریكِ خیلی زیادی و تنهایی سر کردم عزیزِ من ؛ حالا دیگه از هیچ شبِ تاریکی نمیترسم ..
و ما پس از آن اندوهِ عمیق ، ساکت و خاموش شدیم .
تو که از جنسِ نماندن بودی ، پس چرا سنگ زدی برکه‌ی آرام مرا ؟
بسیار سخن‌ بود‌ ، نگفتیم‌ و‌ گذشتیم ..  ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌