بقول شاعر که میگفت :
ز بس خندیدم و پنهان نمودم راز خود را؛
کسی باور ندارد در دلم ، دریای درد است :)
.
"دلبستگی ُوابستگی" یکی از قشنگترین و در عین حال مزخرفترین حسهای ِاین کرهخاکی ِ؛ گاهی اوقات باید با خوردن یك قهوه داغ ُتلخ ریشهی ِاین دلبستگی ُسوزوند ؛ لامصب قابلیت خورد و له و اشکی کردنت ُداره ؛ يك قهوه داغ از همون کافه هایی که از کنارشون رد میشی ُبوی ِقهوهاش استشمام میشه ؛ باید دقیقاً با یه دونه از اون قهوه ها ریشه این دلبستگی ُسوزوند ؛ امان از دلبستگی امان . . : ))))))))))*
خیلی حرف برای ِزدن دارم ولی نمیدونم چطوری و به چه نحوی اینجا بیانشون کنم : )))))