هدایت شده از - پناهگاهِ پناه ؛
چرا جوری جا افتاده که انگار درونگرا بودن خیلی خوبه؟ اینکه بخوای بگی ولی نتونی، اینکه اگه گفتی هم بعدش بگی کاش نگفته بودم، اینکه عادت کنی به نگفتن و تلنبار کردن حرفهای دلت کجاش خوبه؟ انگار تو یه اتاق تاریک گیر افتادی، کلیدش هم دستته ولی در فقط از بیرون باز میشه و راهی نیست.
هدایت شده از - پناهگاهِ پناه ؛
دلم واسه بچهم در آینده میسوزه هیچجوره نمیتونه منو بپیچونه بیچاره .
زندگیمون شده یه بازی
هر ثانیه یک دور غافلگیر میشی
یه دور میبازی
یک دور دلت به برنده شدنت خوشه
اما ورق بر میگرده.