شازده کوچولو گفت :
به هر بهانهای میخوام ببینمش
دلم زود براش تنگ میشه
روباه خندید، به آخر جاده نگاه کرد
و آروم گفت:
عاشق شدی.. :))
کاش یه کنج از بینالحرمین رو به گنبدت نشسته بودم و میگفتم ؛ ای قربونت أبالفضلع ..
خدا همون نوریه که وقتی همه جا تاریکه، میتابه.
وقتی همه میرن، خدا میمونه.
همیشه نزدیکتر از رگههای گردن، همیشه مهربونتر از هر تصوری.
هر قدمی که برمیداری، ردپاش کنارت هست، حتی اگه نبینی.
هر دعا، هر اشک، هر لبخند… همه به خدا میرسن.
گاهی فقط کافیه سکوت کنی، به دل نگاه کنی و حضورشو حس کنی.
هیچ چیز سختتر از این نیست که منطقی فکر کنی، تصمیم بگیری و رفتار کنی وقتی احساساتت دارن خفت میکنن.