گفتهبودمبیتومیمیرددلم ؛ امانمرد .
زندهماندآری ؛ ولیدیگربرایمدلنشد! ›
دیگران ، چونبروندازنظر ، ازدلبروند ؛
توچنان ، دردلمنرفته ، کهجاندربدنی .
- مثلِ آن مُردابِ غمگینی که نیلوفر نداشت ؛
حالِ من بَد بود امّا هیچکس باوَر نداشت . .