eitaa logo
دانلود
دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن ‌
من خسته ام خسته از دردهای ناگفتنی و خسته از سکوتی جانکاه خسته از کاسه ی صبری که لبریز شده ایا می شود با دانه های اشک خانه ای ساخت بهر تنهایی خویش شاید آن جا بتوان آزاده بود و آزاد مرد ..
نگاهش را تماشا کن اگر فهمید حاشا کن .
چه کسی کوچک شدن را درک کرد وقتی بزرگی نبود؟!
همین .
زندگی کثیفه، پس تند تند لنزمو تمیز میکنم..
‌به تو که میرسم ، مکث میکنم انگار در زیبایی ات چیزی جا گذاشته ام . . مثلا در صدایت آرامش ، یا در چشم هایت زندگی .
یوسف از چاه تونست بیرون بیاد ولی از i film نه
یه مود عجیبی دارم؛ که انگار میخوام داد بزنم ، ولی نمیشه .. میخوام داد نزنم ، نمیشه .. می‌خوام حرف بزنم، نمیشه .. تا میام حرف بزنم لال میشم .. میخوام بخوابم ، نمیتونم .. می‌خوام بیدار بمونم ، ولی خوابیدن رو ترجیح میدم چون فکروخیالا دیوونم میکنن .. میخوام بخندم ، یه چیزی نمیزاره .. میخوام برم بیرون ، ولی حس و حالش نیست .. می‌خوام بمونم خونه ، ولی دلم میگیره و احساس خفگی میکنم .. آدمای اطرافم رو دوست دارم ، ولی اصلا حوصله‌شون رو ندارم .. خیلی چیزای دیگه که حتی نمیدونم .. کلا یه مود عجیبیه که حتی خودمم نمی‌فهممش .. خودمم خودم رو درک نمیکنم و نمی‌فهمم چمه و چرا دارم اینجوری میکنم و چرا زندگیم اینجوری داره پیش میره ..!(: _دل.‌نوشت
هدایت شده از مخفیگاه شارلوت⭑
‌گفت از حالت بگو؟ گفتم: دلی ویران، سَری حیران، غمی پنهان، تنی بی‌جان
هدایت شده از مخفیگاه شارلوت⭑
دلم را آهنی کردم مبادا عاشقت گردد ندانستم تو ای ظالم دلی آهن‌ربا داری.